پرونده های برگزیده
انتخاب زبان
  • Azərbaycani
  • English
  • Türkçe
  • فارسی

تپه حسنلو نقده


فهرست مطالب


  تاریخچه کاوش‌ها در تپه حسنلو
  دوران‌های سکونت در حسنلو
  محوطه تپه حسنلو
      دروازه و دیوار دفاعی قلعه
      حیاط مرکزی و بناهای پیرامون آن
      بناهای شمالی حیاط مرکزی
      بناهای غربی حیاط مرکزی
      بناهای جنوبی حیاط مرکزی
      بناهای شرقی حیاط مرکزی
  تپه‌های باستانی همجوار تپه حسنلو
  نگارخانه

 

 

تپه حسنلو در 7 کیلومتری شمال شرقی شهر نقده در استان آذربایجان غربی و در مجاورت روستایی با همین نام واقع گردیده است. قدمت این تپه به هزاره ششم پیش از میلاد (بیش از هشت هزار سال پیش) باز می‌گردد. مهمترین اثر یافته شده در این تپه باستانی، جام زرین حسنلو است که قدمت آن به حدود سال 1200 پیش از میلاد باز می‌گردد.
وجود تپه‌های باستانی متعدد در پیرامون تپه حسنلو بیانگر این واقعیت است که در دوره‌ی آبادنی تپه حسنلو تمدن عظیمی در منطقه وجود داشته است.

 

شناسنامه محوطه

نمایی از تپه حسنلو نقده


 نام: تپه حسنلو
 کشور: ایران
 استان:‌ آذربایجان غربی
 شهر: نقده

 قدمت : 6 هزار سال پیش از میلاد تا اوایل دوران اسلامی

 

       تاریخچه کاوش‌ها در تپه حسنلو

نخستین بار در سال 1313خورشیدی هیئتی تجاری اقدام به کاوش در تپه حسنلو کرد که اطلاعات خاصی از دست آوردها و کشفیات آنان در دست نیست.

در سال 1315خورشیدی «سر اوریل اشتین» باستان شناس نامدار انگلستانی (با اصالت مجارستانی) کاوش‌هایی در تپه حسنلو داشت که طی آن ضمن یافتن اشیاء باستانی، فرضیاتی نیز در مورد قدمت و تمدن آن مطرح کرد.

سومین کاوش در سال 1326 و توسط آقای  فرهادی صورت پذیرفت، آقای محمود راد بازرس فنی این دور از حفاری‌ها بود.

چهارمین دور از کاوش‌های باستان شناسی در تپه حسنلو نقده در سال 1328 انجام شد. این دور از حفاری‌ها اولین سری از کاوش‌های علمی و جدی بود و طی آن مقدار زیادی از مهمترین اشیاء مکشوفه از تپه حسنلو به دست آمد و به موزه ملی ایران انتقال یافت. این سری از کاوش‌ها توسط اداره کل باستان شناسی صورت پذیرفت و از جانب این اداره آقایان محمود راد و مهندس علی حاکمی سرپرست و مامور کاوش‌های باستان شناسی در تپه حسنلو بودند. گزارش کامل حفاری‌های هیئت مذکور در جلد اول گزارش‌های باستان شناسی در شهریور ماه ۱۳۲۹ به چاپ رسیده است.
   


جام زرین حسنلو در دستان پروفسور رابرت دایسون

 

در سال 1334خورشیدی هیئتی مشترک از باستان شناسان ایرانی و آمریکایی به ریاست «پروفسور رابرت دایسون» در تپه حسنلو مشغول کاوش شدند. این کاوش‌ها چندین سال ادامه داشت تا اینکه سرانجام در تاریخ  23 فروردین 1337خورشیدی به دست «عمو امام قلی محمدی حسنلویی» کارگر بومی، جام زرین حسنلو یافت شد، ‌با مقاومت وی در برار هیئت آمریکایی این جام به مقامات ایرانی تحویل گردید و به ارومیه منتقل شد. بازرس فنی و نماینده هیئت ایرانی در آن هنگام علی اکبر اصغریان بود.
پس از این کشف بزرگ کاوش‌های باستان شانسی تا سال‌ها در تپه حسنلو ادامه داشت، سرپرستی کاوش‌ها بین سال‌های 1349 تا 1351 خورشیدی بر عهده  آقای غلامرضا معصومی بود. در جریان این کاوش‌ها اشیاء ارزشمند دیگری نیز یافت شد که این آثار امروزه در موزه‌های مختلف ایران به ویژه موزه ملی، موزه ارومیه و برخی موزه‌های کشورهای خارجی از جمله آمریکا نگهداری می‌شوند.
هیئت حفاری در سال‌های پیش از انقلاب 1979 میلادی موفق به کشف اتاق‌های متعدد با سالن‌های بزرگ در مرکز تپه شد و همچنین توانست دیوار دفاعی قلعه نظامی و دژ محکم این شهر را از زیر خاک بیرون بکشد.
از مهمترین کشفیات سال‌های اخیر سه معبد بزرگ ستون دار است. به نظر می‌رسد که این سه تالار بزرگ همزمان با هم ساخته نشده‌اند، بلکه هرگاه معبد موجود کفاف نیازها را نکرده است معبد دیگری ساخته شده و بنای قبلی متروکه باقی مانده و یا حتی به انبار و اصطبل و طویله تبدیل شده است. شواهد به دست آمده از حفاری‌ها اینطور نشان می‌دهد که هر سه بنای ستوندار مانند یک مرکز مذهبی یا معبد بوده که برای انجام تشریفات خاصی ساخته شده است. این معابد احتمالا نیایشگاه یا محلی برای برپایی جشن‌ها و مراسم بوده است.

 

       دوران‌های سکونت در تپه حسنلو

به عقیده پروفسور رابرت دایسون می‌توان دوران سکونت در تپه حسنلو نقده را به 10 دوره متمایز تقسیم کرد. این دسته‌بندی از قدیم به جدید انجام شده به طوریکه دوره دهم قدیمی‌ترین و دوره یکم آخرین دوره سکونت در تپه حسنلو بوده است.

تاریخ سکونت در دوره دهم به طور تقریبی هزاره ششم پیش از میلاد (حدود هشت هزار سال پیش) تخمین زده شده است. دوره‌های نهم و هشتم نیز در هزاره‌های پنجم و چهارم پیش از میلاد سکونتگاه اقوام ساکن در تپه حسنلو بوده است. بناها و آثار مربوط به هر دوره‌، بر روی آثار مربوط به دوره‌های قدیمی‌تر بنا شده‌اند به همین دلیل در مورد دوره‌های دهم و نهم و هشتم اطلاعات دقیقی در دست نمی‌باشد و امید آن می‌رود تا در جریان کاوش‌های آتی و تحقیقات باستان شناسان اطلاعاتی در مورد این سه دوره سکونت به دست آید.
اما در مورد دوره هفتم تا آخرین دوره یعنی دوره یکم یافته‌های ارزشمند باستان‌شناسی اطلاعات بیشتری در اختیار ما قرار داده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 


دوره هفتم - این دوره بین 3000 تا 2500 سال پیش از میلاد بوده است. آثار مفرغی زیادی در محوطه‌ی تپه حسنلو یافت شده که قدمت آن‌ها به این دوره باز می‌گردد.

دوره ششم - این دوره بین 2500 تا 2000 سال پیش از میلاد تخمین زده شده است.
 
دوره پنجم - مربوط به 1300 سال پیش از میلاد است. ساختمان‌های خشتی و گلی مربوط به این دوره در محوطه تپه حسنلو یافت شده که از نظر معماری کاملا منحصر به فرد است. همچنین در حفاری‌های تپه حسنلو ظروف سفالین خاکستری رنگ به دست آمده که آن‌ها نیز در نوع خود بی همتا هستند و احتمالا از نقطه دیگری به حسنلو آورده شده‌اند و امکان انتساب آن‌ها به هیچ قوم شناخته شده‌ای وجود ندارد.

دوره چهارم - پیشینه این دوره به 1300 تا 800 سال پیش از میلاد بازمی‌گردد و مهمترین دوره از سکونت در تپه حسنلو است. بیشتر یافته‌های باستان‌شناسی و اغلب بناهای محوطه تپه حسنلو به این دوره باز می‌گردد. این همان دورانی بوده است که پس از 500 سال تمدن درخشان و باشکوه، آتش سوزی بزرگی همه  آن تمدن را از میان برداشته و آثار آن را زیر لایه‌های عظیمی از خاکستر و سوختگی و سیاهی مدفون می‌کند. هنر مردمانی که در این دوره در حسنلو میزیسته‌اند بسیار درخشان و قابل قیاس با بزرگترین تمدن‌های فلات ایران از جمله  زیویه و مارلیک و... است.

دوره سوم - مربوط به سال‌های 800 تا 400 پیش از میلاد بوده و دوره امپراتوری ماد تا اواسط دوره هخامنشایان را شامل می‌شود.

دوره دوم - از اواسط دوره هخامنشیان آغاز می‌شود و همه دوره اشکانیان و نیمی از دوره ساسانیان تا حدود قرن پنجم میلادی را شامل می‌گردد.

دوره یکم - این دوره از اواسط دوره ساسانیان آغاز شده و تا قرون نخست اسلامی ادامه داشته است. اطلاعات قابل توجی در مورد این دوره در دست نیست.

 

       دروازه و دیوار دفاعی قلعه
دور تا دور قلعه را دیواره‌ای به قطر سه متر و ارتفاع هفت متر فراگرفته است.
در سرتاسر این دیوار برج‌های مربع شکل در ابعاد ۱۰متر در ۱۰متر و در فاصله‌های ۳۰ متر از یکدیگر ساخته شده بود. ارتفاع برج‌ها به درستی معلوم نیست ولی یقینا بیشتر از هفت متر بوده است. با احتساب طول دیواره و فاصله 30متری برج‌ها، حدودا می‌توان تعداد برج‌ها را هفت عدد تخمین زد. به طور تقریبی 5 متر از طول هر برج خارج از دیواره قلعه، 3 متر داخل دیواره و دو متر درون قلعه واقع شده است. این برج‌ها جنبه دفاعی و نظامی داشته است.
از حفاری قسمتی از دیوار قلعه و چند برج می‌توان نتیجه گرفت که تغییراتی در دوره سوم سکونت (800 تا 400 پیش از میلاد) در دیوار و برج‌ها پدید آمده است. این تغییرات حاصل آتش سوزی بزرگ دوره چهارم است که طی آن بخش‌هایی از دیوار و برج‌های قلعه تخریب گردیده و در بازسازی‌های صورت گرفته در دوره سوم، مقداری تغییر و انحراف در مسیر دیواره حاصل گردیده است.
 

 

 

 

 

 

 

 

 

       حیاط مرکزی و بناهای پیرامون آن 
در مرکز دژ، حیاط وسیعی به طول ۲۹متر و عرض ۱۹متر قرار گرفته است. طول و عرض حیاط در همه جا یکسان نبوده و حیاط تقریباً شکل چند ضلعی نامنظم پیدا کرده است بطوریکه در شمالی‌ترین قسمت عرضش به ۲۱ متر هم می‌رسد.
دور تا دور حیاط مرکزی، اتاق‌های کوچک و بزرگ و تالارهای ستوندار و ایوان‌های درازی وجود داشته‌ است.
در انتهای جنوبی حیاط مرکزی قربانگاه قرار داشته است و در انتهای شمالی حیاط چند ستون سنگی بلند به فاصله چند متر از یکدیگر و با ارتفاع سه متر یا بیشتر مانند لوحه سنگی یادبود به دیوار حیاط نصب شده بود.
در دو سوی شمالی و غربی حیاط سکوهای سنگی به ارتفاع تقریبی ۶۰ تا ۷۰ سانتی‌متر و عرض ۱۲۰ تا ۲۳۰ سانتی‌متر وجود داشت که با سنگ‌های مسطح مفروش بوده است.
باقی‌مانده‌های تمام این آثار همچنان مشخص هستند و در جای اولیه خود دیده می‌شوند.
همچنین در میان حیاط مرکزی اسکلت‌های متعددی یافت شده است که غالباً  سوخته و کاملاً از بین رفته بودند.
 

 

 

 

 

 

 

 

 

       بناهای شمالی حیاط مرکزی
در قسمت شمالی حیاط مرکزی بناهایی وجود دارد که در تجسس‌های اخیر یکی پس از دیگری از زیر خاک بیرون کشیده شده‌اند. این اتاق‌ها که تا کنون به ۱۵ عدد می‌رسند، احتمالاً محل نگهداری بانوان کاخ بوده است. زیرا در تابستان سال ۴۹ از این قسمت تعداد زیادی جعبه‌های کوچک به شکل مکعب مستطیل مخصوص نگهداری وسایل آرایش، مانند سرمه‌دان و وصمه‌دان استخوانی و عاجی یافت شد که این احتمال را تقویت می‌کرد.
در اتاق بزرگی در این قسمت، استخوان‌های ۱۱ اسکلت به هم خورده و درهم و برهم وجود داشت. وضعیت قرار گرفتن اسکلت‌ها روی زمین از مرگ غیر طبیعی آن‌ها حکایت دارد. در این میان اسکلت چهار کودک نیز وجود داشت. مسیر افتادن اسکلت‌ها با هم فرق داشت و چنین به نظر می‌رسید که هنگام مرگ با دستپاچگی و در حین فرار به زمین افتاده و مرده‌اند. چند اسکلت روی صورت وارونه افتاده بود و چند اسکلت روی دست راست و تعدادی طاق باز و تعدادی نیز روی دست چپ بر زمین افتاده و مرده بودند. سر چند اسکلت از بدن جدا شده بود و یکی از آنها فقط یک پا داشت و پای دیگرش پیدا نشد. اسکلتی که احساس می‌شد زن است دست به سوی کودکی دراز کرده بود تا او را در آغوش بکشد ولی مهلتی به او داده نشده و مرده بود، شاید احساس و عاطفه مادری مانع آن شده بود که کودکش را بگذارد و خودش فرار کند. به احتمال بسیار قوی این اتاق‌ها را آتش زده‌اند و هنگام ریزش تیرها و فرود آمدن سقف‌ها ساکنین آن‌ها با وحشت پا به فرار گذاشته‌اند ولی موفق نشده‌اند و سبب بریده شدن دست و پای آنها نیز به احتمال قوی ریزش آوار و افتادن تیرهای سقف بوده است. دو اسکلت که در اتاق مجاور این اتاق بزرگ یافت شد احتمالاً زن و مردی بوده‌اند که در یک رختخواب خوابیده بودند. پای راست یکی روی پای چپ دیگری افتاده و هنگام وقوع حادثه حتماً خواب بوده‌اند.
 

 

 

 

 

 

 

 


در قسمتی دیگر از شمال حیاط مرکزی چند اتاق وجود داشت که در یکی از آنها دو بشقاب سه پایه سنگی بسیار زیبا و منقوش پیدا شد. در این محل دروازه‌ای به اتاق‌ها باز می‌شد که در شرق آن دو تخته سنگ بزرگ بر روی سکوئی قرار گرفته بود. در همین محل اسکلتی یافته شد که در چاهی افتاده بود، چنین به نظر می‌رسد که این چاه را مخصوص دفن همین اسکلت کنده‌اند زیرا اسکلت را روی شکم و صورت در ته چاه خوابانیده بودند و اثری از دفن دیده نمی‌شد. بطوریکه سر اسکلت به طرف شمال شرقی و پایش بسوی جنوب غربی و شکم و صورتش بر روی زمین قرار داشت. جالب اینکه هیچ شیئی در کنار جسد دیده نمی‌شد. پروفسور دایسون عقیده دارد که «احتمالاً در آن دوره صاحبان این نوع اسکلت‌ها با این نوع دفن حتماً دچار بیماری سخت و مسری شده‌اند» ولی دیگر صاحبنظران اعتقاد دارند که این امر غیرطبیعی و غیر منتظره است زیرا هرچقدر بیماری خطرناک و مسری بوده باشد و آن‌ها در اثر این بیماری فوت شده باشند باید بازماندگانش ظرفی یا شیئی در کنارشان می‌گذاشتند، ولی ممکن است اعتقادات مذهبی آن‌ها اجازه گذاشتن چیزی را در قبر آنها ندهد (مانند دین اسلام) و یا اینکه اینان بزهکار، جانی، جاسوس و اسیر بوده‌اند و برای متنبه کردن افراد دیگر حتی خواسته‌اند آنها را در انظار مردم خوار گردانیده و در دنیای دیگر نیز (به عقیده خودشان) بدون غذا و آب بگذارند.

در قسمت شمالی حیاط مرکزی سه دیوار از سه دوره مختلف یافت شد. همچنین یک اسکلت گاو در این قسمت پیدا شد که سه اسکلت انسان نیز در کنار آن افتاده بود. به درستی معلوم نیست که این محل چه بوده و علت مرگ انسان‌ها و گاو همان آتش‌سوزی بوده است یا خیر و اینکه آیا سقف بنا فروریخته و آنها در زیر خاک مدفون شده‌اند و یا جنگی رخ داده و ضمن جنگ کشته شده‌ و بعداً آتش هم روی آنها را فراگرفته است و استخوان‌ها را سوزانیده است. نظر به اینکه یک سرنیزه آهنی به شکم گاو فرورفته بود و یک پیکان آهنی هم در بالای سر حیوان دیده می‌شد معلوم می‌شود که هنگام آتش‌سوزی به این حیوان نیز حمله شده است.
به این نکته باید توجه شود که این دژ در دوره چهارم سکونت در حسنلو ایجاد شده است. بنای سوخته شده هم مربوط به این دوره می‌باشد. در این هنگام یک آتش‌سوزی بسیار بزرگ در قلعه رخ داده که با قتل و خرابی همراه بوده است. برای ساکنین دژ، این بلا ناگهانی و غیرمنتظره بوده است. شاید شبانه و هنگام خواب ساکنان قلعه، این محل مورد تاخت و تاز و حمله قرار گرفته باشد. به هر حال اثرات آتش‌سوزی در اطراف حیاط مرکزی بیشتر از قسمت‌های دیگر قلعه به چشم می‌خورد. زیرا تیرهای افتاده از سقف همگی بصورت ذغال درآمده و هرچه یافت می‌شد همراه با مقدار زیادی آثار آتش و ذغال و خاکستر بود. وجود اسکلت‌های انسانی و اسب و گاو که کاملاً سوخته بودند این نظریه را تأئید می‌کند.

 

       بناهای غربی حیاط مرکزی
در گوشه جنوب غربی حیاط مرکزی نزدیک قربانگاه، یک در به سوی تالار بزرگ ستوندار (معبد) باز می‌شود و در جوار همین در یک راهرو بلند و باریک که به سومین تالار ستوندار غربی (جدیدترین تالار) منتهی می‌شود وجود دارد. در ضلع شمالی همین راهرو نزدیک سومین تالار ستوندار در ویرانه‌های یک اتاق کوچک جام طلای حسنلو در سال ۱۳۳۷ کشف گردید. این جام در آغوش انسانی که روی سینه بر زمین افتاده بود و به پشت او خنجری فرو رفته و از سوی دیگرش جام را شکافته بود یافت شد.

در قسمت غربی حیاط مرکزی یک در ورودی بزرگ به اتاق‌های غربی حیاط و تالارهای بزرگش که اتاق‌های متعددی داشتند باز می‌شده است. در این محل تقریباً بیش از ۱۵ اتاق کوچک و بزرگ که غالباً به هم راه داشته‌اند کشف شده است.

سومین تالار ستوندار (جدید ترین تالار از میان سه تالار ستوندار تپه حسنلو) در این قسمت واقع گردیده است. ساختمان این تالار و معماری آن شباهت زیادی به بناهای دوران هخامنشی دارد، زیرا ستون‌ها را یک پارچه از سنگ ساخته‌اند و نظم بیشتری در ساختن این تالار بکار رفته است. در داخل این تالار ستوندار، آتشگاهی قرار داشت و محل اجرای مراسم یا محل موبد، تقریباً در مرکز تالار واقع شده بود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

       بناهای جنوبی حیاط مرکزی
در جنوب حیاط مرکزی یک واحد بزرگ ساختمانی که شامل اتاق‌ها و تالارهای متعددی بود کشف گردید. از بناهای مهم این قسمت دومین تالار ستوندار بود که گویا به عنوان معبد پس از متروک شدن اولین و قدیمی‌ترین تالار ستوندار (واقع در شرق حیاط مرکزی) از آن استفاده شده است. تعداد ۸ ستون در وسط و ستون‌هایی دیگر در اطراف این تالار بزرگ وجود دارد. سقف چوبی این تالار بر روی ستون‌های چوبی استوار بوده و سنگینی تیرهای سقف روی همین ستون‌های چوبی تالار می‌افتاده است. این تالار بیشتر از یک طبقه نداشته است و ارتفاع آن از کف تا سقف ۷ متر بوده است در صورتی که ساختمان‌های دیگر اطراف این تالار دو طبقه بوده و بلندی هر طبقه ۳.۵ متر بوده است. در حقیقت بام تالار با بام اتاق‌های اطرافش در یک سطح مساوی قرار داشته ‌است.

در میان این تالار، به فاصله چند متری از در ورودی سمت شمال تالار، سکوئی با اضلاع ۳*۲ متر قرار دارد. این سکو که جنس آن از خشت و گل است احتمالاً جهت انجام تشریفات مراسم مذهبی ساخته شده بود و می‌توان احتمال داد که کاربردهای مختلفی داشته است. در سمت جنوبی تالار محلی شبیه محراب درست کرده بودند که شاید محل ایستادن یا نشستن موبد بزرگ بوده است و راهی به اتاق کوچک پشت معبد دارد که ممکن است همین اتاق کوچک هم محلی برای تعویض لباس روحانی موبد و یا محل کار ویژه‌ای برای موبد بوده باشد.
 

 

 

 

 

 

 

در سمت شمال شرقی معبد، محلی برای روشن کردن آتش مقدس وجود داشته است که هنگام اجرای مراسم احتمالاً در آنجا آتش می‌افروختند. آثار سوختگی موجود گواه این واقعیت است. در گوشه جنوب غربی معبد نیز آتشگاه دیگری به چشم می‌خورد که عبارت از اجاق مستطیلی شکلی است و آثار سوختگی شدیدی در آن محل نیز دیده می‌شود.

در دو طرف دروازه شمالی معبد دو سکوی بزرگ که روی آن‌ها سنگفرش شده است به چشم می‌خورد. عرض هریک از سکوها 2.5 متر و طولشان تقریباً ۸ متر بود. از قرائن و شواهدی که در این معبد و اطرافش موجود است چنین استنباط می‌شود که این سکوها برای نشستن افرادی که به معبد دعوت می‌شدند و یا برای اجرای مراسم خاصی به آنجا می‌آمدند ساخته شده‌اند. و محل سخنران یا موبد که درست مانند سن تئاتر یا سینما در مقابل آن سکوها قرار گرفته‌است چنین راهنمائی می‌کند که ممکن است افرادی برای شنیدن سخنرانی موبد بزرگ در این محل گردهم می‌آمدند و موبد در محل مخصوص خود می‌نشسته یا می‌ایستاده و افراد دیگر روی سکوهای طرفین دروازه شمالی می‌نشستند و مراسم با دستور موبد روی سکوی میز مانند که نزدیک جایگاه موبد بود انجام می‌گرفت. اجرای این مراسم با آتش افروزی در آتشگاه‌های سمت شمال شرقی و جنوب غربی معبد همراه بوده است.

در میان ستون‌های این تالار، چندین در به عرض 1.5متر تا 2 متر به داخل اتاق‌های اطراف تالار باز می‌شوند. بناهای اطراف معبد غالباً به یکدیگر راه داشته‌اند و مانند اتاق‌های تو در تو در چهار سوی معبد ساخته شده‌اند و اکنون نیز محل درهای آن‌ها که به معبد باز می‌شده کاملاً پیداست. در قسمت شمالی معبد و خارج آن دو ایوان کوچک در طرفین در ورودی قرار گرفته است. پیش از اینکه وارد این بنای بزرگ معبد شویم باید از ایوان‌ها بگذریم. این دو ایوان هم شاید محل رخت‌کن یا محل نگهداری اثاثیه و اشیاء کسانی بوده است که هنگام ورود به معبد تحویل افرادی می‌دادند تا در بازگشت از معبد دوباره آن‌ها را پس گرفته و با خود ببرند. پیش از اینکه وارد این دو ایوان شویم، در گوشه جنوب‌غربی حیاط مرکزی سنگ بزرگی در فاصله ۲ متری ایوان‌ها وجود دارد. این سنگ بزرگ ۴متر طول و ۲متر عرض دارد. شاید هم مراسم قربانی را روی آن سنگ انجام می‌داده‌اند زیرا ممکن است که انسان یا حیوان را برای بزرگداشت معبد بزرگ و خدای معبد قربانی کنند و این سنگ احتمالاً قربانگاهی بوده که قربانی را روی آن سر می‌بریده‌اند و پس از شستشوی قربانی برای تقسیم، آنرا به داخل معبد روی سکوی نزدیک جایگاه موبد منتقل می‌کرده‌اند.

اتاق‌های دیگر سمت جنوب حیاط مرکزی شامل انبارها، اسلحه‌خانه و آشپزخانه است که غالباً به تالار بزرگ ستوندار جنوبی راه داشته‌اند. در کف برخی از اتاق‌ها ته ستونهای سنگی جسته گریخته افتاده بود. در شرق تالار ستوندار یک راهرو وسیع که احتمالاً اسلحه خانه بوده و یا اسلحه‌ها در آنجا ساخته می‌شده است وجود داشته است. در سال‌های گذشته از این محل تعداد زیادی شمشیر و سرنیزه آهنی کشف شده بود که این نظریه را تأئید می‌کند.

 

       بناهای شرقی حیاط مرکزی
در جنوب شرقی حیاط مرکزی یک تالار وسیع با چند انبار وجود داشت که این تالار اولین و قدیمی‌ترین معبد (تالار ستوندار) تپه حسنلو بوده است. در این تالار خمره‌های بزرگی به تعداد زیاد یافت شد. از همین تالار یک در به انبار دیگری که در آن نیز خمره‌های زیادی وجود داشت باز می‌شد. مورد استفاده این خمره‌ها دقیقا معلوم نیست که آیا برای ذخیره آب بوده یا شراب ولی به سبب اینکه این قلعه دژ نظامی بوده است احتمال ذخیره آب برای روزی که احیاناً دژ را محاصره کنند بیشتر است. در شمال همین انبار، اولین و قدیمترین تالار بزرگ ستوندار قرار گرفته است. درب ورودی این تالار بزرگ ستوندار از همین انبار به داخل حیاط مرکزی باز می‌شده است. تا آنجایی که حفاری‌های اخیر روشن کرده است این تالار به طول و عرض ۱۶*۴ متر از زیر خاک بیرون آمده‌است ولی قسمت جنوب شرقی آن هنوز حفاری کامل نشده و معلوم نیست که ابعاد واقعی این تالار چند متر است. در مرکز این تالار در دو ردیف ۴ ستون وجود داشته است که فاصله هر ستون با ستون دیگر ۵ متر بوده است و در کنار دیوار نیز محل‌هایی برای تعبیه ستون‌های چوبی با ته ستون‌های سنگی دیده می‌شود. در جنوب همین تالار محل محراب موبد معلوم است. در میان این تالار ستوندار اسکلت دو اسب به فاصله ۵ متر از یکدیگر یافت شد. احتمال داده می‌شود که این تالار پس از ساختن تالار دوم ستوندار (که در جنوب حیاط مرکزی قرار دارد) متروکه شده و بجای اصطبل جهت نگهداری حیوانات بکار رفته است.
 

 

 

 

 

 

 

 

       تپه های باستانی همجوار تپه حسنلو
تا کنون چهارده تپه باستانی در نزدیکی تپه حسنلو نقده شناسایی شده‌اند که هر کدام بین 2 تا 15 کیلومتر با تپه حسنلو فاصله دارند. وجود این تعداد از تپه‌های باستانی بیانگر این حقیقت است که در هنگام آبادانی تپه حسنلو تمدن عظیمی در منطقه وجود داشته است. اقوام ساکن در این تمدن بزرگ احتمالا خویشاوندانی از یک تیره بودند.

تپه‌های باستانی همجوار با تپه باستانی حسنلو عبارت‌اند از:

تپه باستانی پسدلی (واقع در دهکده شیخ احمد)
تپه بارانی (واقع در دهکده بارانی عجم)
تپه حاج فیروز (واقع در دهکده حاج فیروز)
تپه باستانی تابیه (واقع در دهکده تابیه)
عقرب تپه (واقع در دهکده دلمه)
تپه کوئیک (واقع در دهکده کوئیک)
تپه دلنچی ارخی (واقع در دهکده دلنجی ارخی=جوی گدا)
تپه باستانی فلات (واقع در دهکده قلات)
تپه باستانی میرآباد (واقع در دهکده میرآباد)
تپه باستانی ساخسی تپه (واقع در دهکده ساخی تپه)
تپه نظام آباد (واقع در دهکده نظام آباد)
تپه مملو (واقع در دهکده مملو)
تپه محمدشاه (واقع در دهکده محمدشاه)
تپه گرخانه (واقع در دهکده گرخانه)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

       نگارخانه

 

مسیر دسترسی به تپه حسنلو

 
 
 

 

 




کلیه حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به مرکز مطالعات آذربایجان می باشد
    Copyright 2015 www.azerbaijanstudiescenter.org