پرونده های برگزیده
انتخاب زبان
  • Azərbaycani
  • English
  • Türkçe
  • فارسی

عهدنامه صلح زهاب - 1049 هجری قمری


فهرست مطالب


 جنگ ایران و عثمانی
 نتایج جنگ
 عهدنامه صلح زهاب
 پیامدها و لغو معاهده
 

در پی جنگ‌های 16 ساله میان ایران و عثمانی که بین سال‌های 1032 تا 1048 هجری قمری (1623 تا 1639م) به وقوع پیوست، قرارداد صلحی میان دو کشور منعقد شد که در تاریخ به نام‌های «عهدنامه صلح زهاب» یا «عهدنامه قصرشیرین» معروف است.

به موجب عهدنامه صلح زهاب حاکمیت ایران بر آذربایجان و ارمنستان شرقی و گرجستان شرقی تثبیت شد و سرتاسر عراق عرب به عثمانی واگذار گردید.

عهدنامه صلح زهاب یکی از مهمترین قراردادهای صلح میان ایران و عثمانی شناخته می‌شود. چراکه تا 83 سال پابرجا بود و صلح نسبتا پایدار و طولانی مدتی را در مرزهای دو کشور حاکم کرد. همچنین به موجب این عهدنامه مرزهای دو کشور به شکلی که کمابیش تا کنون شناخته می‌شوند تعیین شد و این مرزبندی در عصر جدید مبنای تعیین مرز میان ایران و عراق و همچنین مرز میان ایران و ترکیه قرار گرفته است.

 

 نام معاهده: عهدنامه صلح زهاب
 نام‌های دیگر: عهدنامه قصرشیرین
 تاریخ انعقاد: 14 محرم 1049 هجری (1639م)
 تاریخ لغو: 1135 هجری (1723م)

 معاهده قبلی: عهدنامه سراب (1027ه‍)
 معاهده بعدی: عهدنامه احمدپاشا (1144 ه‍)

 پادشاه ایران: شاه صفی
 سلطان عثمانی: سلطان مراد چهارم


 نتایج: تثبیت حاکمیت ایران بر ارمنستان شرقی، گرجستان شرقی و سرتاسر آذربایجان و همچنین واگذاری نواحی غربی کردستان و سرتاسر عراق عرب به عثمانی.

 

جنگ ایران و عثمانی
در سال 1032 هجری قمری (1623م) تلاش ایران و عثمانی جهت تسلط بر عراق عرب افزایش یافت. در این سال ایرانیان موفق به فتح بغداد، موصل و کرکوک شند. سپاهیان ایران همزمان فتوحاتی نیز در گرجستان به دست آوردند. این سرآغاز جنگ‌های 16 ساله ایران و عثمانی بین سال‌های 1032 تا 1048 هجری قمری (1623 تا 1639م) بود.

شاه عباس تا حدود یک سال و نیم در عراق عرب مستقر بود و در این مدت عثمانیان عملیات بزرگی جهت مقابله با سپاه ایران انجام ندادند. اما اندکی پس از بازگشت شاه عباس به اصفهان در سال 1034 هجری (1625م) سلطان عثمانی، لشکر عظیمی را به فرماندهی حافظ احمد پاشا مامور تسخیر بغداد کرد. حافظ احمد پاشا در مسیر حرکت برخی مناطق عراق از جمله کربلا را تصرف نمود، به این ترتیب لشکر عثمانی با روحیه بالا به سمت بغداد حرکت کرد و این شهر را به محاصره خود در آورد.

 


شاه صفی، پادشاه وقت ایران - سمت راست
سلطان مراد چهارم، سلطان وقت عثمانی - سمت چپ

 
محاصره بغداد با مقاومت سرسختانه اهالی شهر و محافظان ماه‌ها به طول انجامید. در این مدت شاه عباس خود را به بغداد رساند و قوای عثمانی که بغداد را به محاصره در آورده بودند خود در حلقه محاصره بزرگتر شاه عباس گرفتار شدند. شاه عباس موفق شد ساختار تدارکات و پشتیبانی عثمانی را منهدم سازد و به این ترتیب قحطی و گرسنگی و بیماری و به دنبال آن هرج و مرج و آشوب لشکر عثمانی را فرا گرفت. در نهایت لشکر عثمانی با پرداخت تلفات و هزینه سنگین پس از ماه‌ها جنگ فرسایشی عقب نشینی کرد و به این ترتیب سرتاسر عراق عرب به تصرف نیروهای ایرانی در آمد.

در سال 1038 هجری قمری (1629م) شاه عباس صفوی درگذشت و نوه او با نام شاه صفی به عنوان ششمین پادشاه صفوی بر تخت سلطنت ایران جلوس نمود. در این سال سپاه عثمانی به فرماندهی خسروپاشا بار دیگر به سمت بغداد حرکت کرد. لشکر عثمانی در جریان این عملیات ابتدا سپاه ایران را در نزدیکی مریوان شکست داد و سپس به سمت بغداد حرکت نمود و این شهر را به محاصره در آورد. مردم و محافظان شهر با تمام توان در برابر لشکر عثمانی به مقاومت پرداختند. پس از مدتی شاه صفی در راس سپاه ایران خود را به بغداد رساند و در ربیع‌الثانی 1039 هجری با غلبه بر عثمانیان شهر را از محاصره خارج کرد و کنترل تمام منطقه را دوباره به دست گرفت. همزمان عملیات نظامی ارتش ایران در آناتولی نیز با موفقیت‌هایی همراه شد. شاه صفی پس از این دستاوردها و به منظور نشان دادن حسن نیت بیش از دو هزار اسیر عثمانی که در میان ‌آن‌ها سی نفر از امرای بلندپایه حضور داشتند را آزاد ساخت و خواهان صلح با عثمانی شد اما عثمانیان علاقه‌ای به صلح با ایران نداشتند.

تا سال 1043 هجری قمری (1634م) عملیات پراکنده دو طرف بر علیه مواضع یکدیگر ادامه داشت تا نهایتا در شوال 1043 هجری قمری سلطان مراد چهارم در راس سپاه صد هزار نفری عازم ایران شد. سلطان مراد چهارم تا ربیع‌الاول 1044 هجری شهرهای ایروان و تبریز را به تصرف در آورد و شهرهای مختلف آذربایجان از جمله طسوج، خوی، سلماس و نخجوان را غارت نمود و در نهایت به دلیل ترس از واکنش احتمالی سپاه ایران از آذربایجان خارج شد و به قلمرو عثمانی عقب نشینی کرد. این فتوحات برای عثمانی دوام چندانی نداشت و اندکی پس از عقب نشینی عثمانیان، سپاهیان ایران مناطق تحت اشغال عثمانی را آزاد ساختند. شاه صفی پس از این موفقیت‌ها در اواخر سال 1045 هجری بار دیگر هیئتی را با پیام صلح به دربار عثمانی اعزام کرد. اما عثمانیان هیئت ایرانی را دستگیر و دو نفر از فرستادگان ایرانی را به قتل رساندند.

در ذی‌القعده 1048 هجری (1639م) سلطان مراد چهارم بار دیگر عازم جنگ با ایران شد و به منظور فتح عراق عرب به سرعت به سمت بغداد حرکت کرد و این شهر را به محاصره در آورد. با وجود مقاومت ایرانیان بغداد پس از حدود 47 روز محاصره توسط قوای عثمانی فتح گردید و برای همیشه از حاکمیت ایران خارج شد. بدین ترتیب عثمانیان پس از 36 سال شکست پیاپی از ایران و از دست دادن بخش عمده‌ای از قلمروی شرقی خود موفق به فتح بغداد و بازسازی وجهه و اعتبار خود شدند.

 

نتایج جنگ
سال‌های نخست جنگ‌های 16 ساله (1032 تا 1048ه‍ق - 1623 تا 1639م) با پیروزهای قاطع برای ایران و شکست‌های سنگین برای عثمانیان همراه بود. اما پس از درگذشت شاه عباس در سال 1038 هجری و به قدرت رسیدن شاه صفی شرایط فرق کرد. هرچند تا حدود یک دهه پس از درگذشت شاه عباس عثمانی‌ها هیچ پیروزی دائمی به دست نیاوردند اما شکست‌های مقطعی ایران در برخی مناطق از تغییر معادلات و تضعیف حکومت صفوی حکایت داشت. تنها پیروزی قابل توجه و دائمی عثمانیان در آخرین سال‌ جنگ و با فتح بغداد در سال 1048 هجری (1639م) اتفاق افتاد. شاه صفی که از توان رهبری و فرماندهی شاه عباس برخوردار نبود موفق نشد آمادگی نظامی ایران را در سطح بالا حفظ کند و در دوران سلطنت وی بر خلاف سال‌های سلطنت شاه عباس سیاست‌های درستی جهت مقابله با عثمانیان اتخاذ نشد و ایران در میادین نبرد نیز اقتدار سابق را نداشت. شاه صفی که بی توجهی‌اش به امور مملکت موجب تضعیف ساختار سیاسی و نظامی ایران شده بود، نسبت به از دست رفتن بغداد نیز چندان حساسیت نشان نداد و اندکی پس از اشغال بغداد با درخواست صلح عثمانیان موافقت کرد.

 

       عهدنامه صلح زهاب
سلطان مراد چهارم پس از فتح بغداد در سال 1048 هجری (1639م) به سرعت خواهان برقراری صلح با صفویان شد و به این منظور یکی از امرای خود را نزد شاه صفی فرستاد. فرستاده مذکور در رمضان 1048 هجری در طاق بستان درخواست صلح سلطان مراد چهارم را به شاه صفی تقدیم کرد. شاه صفی که بی توجهی‌اش به امور مملکت موجب تضعیف ساختار سیاسی و نظامی ایران و از میان رفتن دستاوردهای ایران در عراق عرب شده بود نسبت به از دست رفتن بغداد نیز چندان حساسیت نشان نداد و با درخواست صلح عثمانیان موافقت کرد. شاه صفی جهت انجام مذاکرات صلح طی ماه‌های آتی سفیرانی را به استانبول اعزام کرد و نهایتا پس از انجام مذاکرات در 14 محرم 1049 هجری قمری قرارداد صلح میان طرفین منعقد شد. به دلیل اینکه مذاکرات مقدماتی صلح در سرپل‌ذهاب انجام شد این عهدنامه در تاریخ با نام‌های «قرارداد صلح زهاب» و یا «قرارداد صلح قصرشیرین» شناخته می‌شود.

بر اساس عهدنامه زهاب عراق عرب به عثمانی واگذار گردید و از سوی دیگر حاکمیت ایران بر قفقاز تثبیت شد. اهمیت عهدنامه زهاب در این است که این عهدنامه صلحی پایدار به مدت 83 سال در مرزهای دو کشور برقرار کرد. به موجب این عهدنامه مرزهای دو کشور به شکلی که کمابیش تا کنون شناخته می‌شوند تعیین شد و این مرزبندی در عصر جدید مبنای تعیین مرز میان ایران و عراق و همچنین مرز میان ایران و ترکیه قرار گرفته است.

نتایج عهدنامه زهاب از دو منظر برای ایران سنگین بود. نخست آنکه بخشی از سرزمین‌های تاریخی ایران از کشور جدا شد. عراق عرب و قسمت‌های غربی کردستان از حاکمیت ایران خارج گردید و این به معنای از دست رفتن منافع سیاسی و اقتصادی و نظامی این مناطق و نیز خارج شدن شهرهای مذهبی عراق از کنترل ایران بود. دوم آنکه این عهدنامه صلح بلند مدتی برای ایران به همراه داشت و این صلح پایدار موجب کاهش آمادگی نظامیان ایران شد. تضعیف قدرت نظامی ایران در کنار فقدان پادشاهان کارآمد به زوال قدرت صفوی و نهایتا سقوط این حکومت انجامید.

 

       پیامدها و لغو معاهده
عهدنامه صلح زهاب از هنگام انعقاد در سال 1049 هجری (1639م) به مدت 83 سال پا برجا بود. در این مدت در مقاطعی مناقشات جزئی میان طرفین رخ داد اما این برخوردها خدشه‌ای بر عهدنامه صلح زهاب وارد نکرد. در طی این سال‌ها مشغول بودن عثمانی به جنگ با کشورهای اروپایی از مهمترین موانع لشکرکشی مجدد عثمانی به سمت ایران بود. از سوی دیگر هوشمندی شیخ علی خان زنگنه، صدر اعظم ایران در زمان سلطنت شاه سلیمان، و خودداری وی از ورود به جنگ با عثمانی از دیگر عوامل پایداری صلح زهاب بود. در این سال‌ها عثمانیان هرچند به دلیل جنگ در اروپا و مشغول بودن با بحران‌های داخلی بر صلح با ایران تاکید داشتند اما داده‌های تاریخی نشان می‌دهد که همزمان با سال‌های صلح، عثمانیان مترصد ایجاد شرایط مناسب جهت لشکرکشی مجدد به ایران بودند. نامه سلطان احمد دوم عثمانی به سبحان‌قلی خان حاکم بخارا در سال 1102 هجری که محتوای آن سرتاسر نفرت و دشمنی با صفویان و شیعیان است این حقیقت را اثبات می‌کند.

سرانجام بحران‌های عمیق اقتصادی و سیاسی و نظامی ایران فرصت مناسب را برای حمله مجدد عثمانی به قلمروی صفوی فراهم آورد. در سال 1135 هجری (1722م) همزمان با محاصره اصفهان توسط محمود افغان عثمانیان که وضعیت ایران را از هم پاشیده می‌دیدند به آذربایجان و ارمنستان و گرجستان تاختند و آغازگر جنگ 9 ساله (1135 تا 1144 ه‍ق - 1722 تا 1732 م) شدند. با این اقدام عثمانی عهدنامه صلح زهاب پس از 83 سال از اعتبار خارج گردید. جنگ‌های 9 ساله ایران و عثمانی (1135 تا 1144 هجری قمری) در شرایطی رخ داد که پایتخت ایران به دست افغان‌ها سقوط کرده بود و کشور از فقدان حکومت مرکزی و آشوب و هرج و مرج رنج می‌برد. در چنین شرایطی قیام مردم آذربایجان بر علیه عثمانی (1136 تا 1141 هجری قمری) کار را بر عثمانیان بسیار دشوار ساخت. در سال 1142 هجری عملیات نظامی نادرقلی (نادرشاه بعدی) جهت آزادسازی مناطق تحت اشغال عثمانی آغاز شد و نادر طی یک سال همه مناطق تحت تصرف عثمانی از جمله همدان، کرمانشاه، مراغه، تبریز و ایروان را آزاد کرد. نادر پس از این پیروزها جهت سرکوب شورشیان به خراسان مراجعت نمود. مدتی بعد عثمانیان با استفاده از فرصت پیش آمده بار دیگر به مناطق غربی ایران هجوم آوردند و ضمن اشغال برخی مناطق عهدنامه احمدپاشا (1144 ه‍ق - 1732م) را بر ایران تحمیل کردند.

 

 


       منابع:

1- اوزون چارشی‌لی، تاریخ عثمانی، جلد سوم، ترجمه دکتر ایرج نوبخت، تهران، کیهان، 1390.
2- برازش، امیرحسین، روابط سیاسی دیپلماتیک ایران و جهان در عهد صفوی، تهران، امیرکبیر، 1392.
3- جیوانی فرانچسکو جملی کارری، سفرنامه کارری، مترجمان عباس نخجوانی و عبدالعلی کارنگ، تهران، علمی و فرهنگی، 1383.
4 - رویمر، هانس روبرت، تاریخ ایران دانشگاه کمبریج (دوره صفویان)، ترجمه دکتر یعقوب آژند، تهران، جامی، 1389.
5- سیوری، راجر، ایران عصر صفوی، ترجمه کامبیز عزیزی، تهران، نشر مرکز، 1392.
6- لاکهارت، لارنس، انقراض سلسله صفویه، ترجمه مصطفی قلی عماد، تهران، مروارید، 1364.
7-
منصوری، فیروز، مطالعاتی درباره تاریخ و فرهنگ و زبان آذربایجان، جلد یک، تهران، هَزار، 1390.

 

 


       ضمیمه:

جنگ‌ها و معاهدات ایران و عثمانی




کلیه حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به مرکز مطالعات آذربایجان می باشد
    Copyright 2015 www.azerbaijanstudiescenter.org