پرونده های برگزیده
انتخاب زبان
  • Azərbaycani
  • English
  • Türkçe
  • فارسی

جام زرین حسنلو


فهرست مطالب


 مشخصات ظاهری جام زرین حسنلو
 محل کشف جام زرین حسنلو
 ماجرای کشف جام زرین حسنلو

 

جام زرین حسنلو در تاریخ 23 فروردین 1337 خورشیدی در جریان حفاری تیم مشترک ایرانی و آمریکایی به ریاست پروفسور رابرت دایسون در تپه باستانی حسنلو نقده و توسط حفار بومی عمو امام قلی محمدی حسنلویی کشف گردید.

قدمت این اثر ارزشمند تاریخی به حدود سال 1200 پیش از میلاد باز می‌گردد. جنس آن از طلا و وزنی در حدود 950 گرم دارد و منقش به طرح‌های متنوع و خیره کننده است. این اثر از برجسته‌ترین آثار تاریخی ایران بوده و تا کنون مهمترین شی یافته شده در تپه حسنلو نقده شناخته می‌شود.

جام زرین حسنلو در موزه ایران باستان نگهداری می‌شود و برای نخستین بار در سال 1377 خورشیدی در معرض دید عموم قرار گرفته است.

 

شناسنامه

 

نمایی از جام زرین حسنلو


 نام اثر : جام زرین حسنلو
 محل کشف : تپه حسنلو نقده
 تاریخ کشف : 23 فروردین 1337 خورشیدی
 تاریخ رونمایی :  1377 خورشیدی

 کشور : ایران
 استان : آذربایجان غربی
 شهر : نقده
 محل نگهداری : تهران , موزه ایران باستان

 جنس : طلا
 وزن : 950 گرم

 قدمت : 1200 پیش از میلاد

 

       مشخصات فیزیکی و بررسی نقوش جام زرین حسنلو
جام زرین حسنلو از جنس طلا بوده و 950 گرم وزن دارد ، ارتفاع این جام 21 سانتی‌متر و قطر آن 25 سانتی‌متر است. روی بدنه این جام نقوش متنوعی حکاکی شده است که به نظر می‌رسد یک داستان حماسی را روایت می‌کنند.
به سبب آنکه این جام پیش از یافت شدن له شده بود ، بازسازی دقیق فرم اولیه آن دشوار است. از ابعاد پایه و لبه این جام می‌توان گفت دیواره‌های آن در اصل اندکی زاویه دار بوده است. این جام از داخل به صورت نیمه برجسته گوژ کاری شده و سپس بر روی سطح خارجی آن قلم زنی صورت گرفته و برروی پایه و دیواره‌های آن دسته‌ای از تصاویر در قالب شمایل اجرا شده‌اند. نقوش به وسیله یک نوار دو تسمه‌ای در بالا و یک نوار تک تسمه‌ای در پایین محدود شده‌اند.
 

 

نمایی کامل از نقوش روی جام زرین حسنلو

در بالاترین ردیف 3 خدا هر یک سوار بر یک ارابه قرار دارند ، دو تا از ارابه‌ها به وسیله قاطر و یکی از آنها با گاو نر کشیده می‌شوند. نخستین خدا خدای هوا است و در برابرش کاهنی ایستاده که از نظر ظاهری با دیگر مردهای طراحی شده تفاوت داشته و جام بلندی را بدست دارد ، برعکس مردهای مو بلند و ریش دار روی جام ، این کاهن ریش کوتاه داشته و موی خود را در جلو پیشانی به طرف بالا شانه کرده است. گویا او یک قربانی از گوسفندانی را هدیه می‌کند که به وسیله دو مرد پشت سر وی آورده شده‌اند ، یک گاو نر ارابه خدای هوا را می‌کشد که نهری از دهان گاو جاری است و حباب‌هایی در پیرامون نهر آب بالا می‌رود. گاو نر معمولاً در مذاهب آسیای غربی همراه با خدای هوا مشخص شده است.
دیگری خدای زمین که کلاه شاخداری بر سر دارد و سرانجام خدای خورشید که با دایره خورشید بالدار یا شعاع‌دار روی سرش قابل تشخیص است. زیر پای خدای هوا نبردی در حال وقوع است ، یک پهلوان با دستان حفاظت شده به وسیله سپرهای کوچکی که به عنوان اسلحه نیز به کار می‌روند ، با هیولائی می‌جنگد که دارای سر و بالاتنه انسان بوده و پایین تنه‌اش در کوهی محاط شده است ، کوهی که پشت آن به شکل ماری با سه سر سگ یا گرگ به سوی بالا انحناء می‌یابد. حباب‌ها در پیرامون نهر آب بالا می‌آیید و تا اطراف پشت هیولای کوه را فرا می‌گیرند ، احتمالا پهلوانی که با هیولای کوه می‌جنگد همان خدای هوا باشد.
در قسمت چپ پایین ، صحنه‌ای است که در آن یک کودک به خدای بر تخت نشسته‌ای عرضه می‌گردد. وی در یک دست تبر یا تیشه‌ای را گرفته و دست دیگر را به سوی کودک دراز کرده است.
در طرف راست ، صحنه نبرد الهه‌ای دیده می‌شود که بر روی دو قوچ ایستاده
، شنل خود را باز کرده و بدن برهنه خود را در شیوه‌ای که از روی نقوش در هنر سوریه کاملاً شناخته شده به نمایش گذارده است. می‌توان این صحنه‌ها را با یک حماسه مربوط به یک خدای هوری به نام کوماربی که در یک متن ادبی هیتی به جا مانده است مربوط ساخت‌. هوری‌ها مردمی غیر سامی و غیر هند و اروپایی بودند که در نیمه دوم هزاره دوم قبل از میلاد از شمال سوریه تا غرب ایران گسترش یافتند.
ویژگی‌هایی در این جام وجود دارد که به طور مشخص ایرانی بوده‌اند برای مثال طرزی که در آن کماندار کمان را بر روی پای خود نهاده حرکتی است که بعدها در هنر مادها و هخامنشی‌ها یافت می‌شود. عقاب یا باز که الهه‌ای را حمل می‌کند ، مانند پرنده ایلام قدیم از شوش و تزیین دسته جدیدتری از حسنلو ، از پایین دیده می‌شود. مشخص ترین آنها مشبک کردن بدن جانوران است به ویژه بدن شیر که مرکب الهه‌ای را با یک آینه تشکیل می‌دهد و نقشی از گردونه مهر بر روی ران سمت راست آن مشخص است. تصاویر موجود بر روی جام به گونه جالب توجهی بیان کننده وجوهی از زندگی ساکنین این محل در خلال هزاره اول قبل از میلاد است که امروز دسترسی به تمام آن اطلاعات برای باستان شناسان ممکن نیست.
ابزار و ادوات ، سلاح‌ها ، نوع پوشش جامعه ، تفکرات مذهبی ، تکنیک‌های اجرایی و موضوعات مردم شناختی همه و همه بخشی از زیبایی‌های مستتر در این اثر ارزشمند تاریخی است. در یک کلام جام زرین حسنلو آمیخته‌ای از هنر و اسطوره ساکنان این سرزمین تمدن خیز به شمار می‌آید.

 

       محل کشف جام زرین حسنلو

این جام زرین در میان آوارهای ساختمان سوخته موسوم به Iغربی و در میان استخوان‌های فردی پیدا شد که در سال‌های پایانی قرن 9 پیش از میلاد به همراه دو شخص دیگر در حال فرار از حادثه‌ای هولناک بوده‌اند که به علت فرو ریختن سقف بنا در میان لایه ضخیمی از نخاله‌های سوخته و انبوهی از آوارهای ساختمانی مدفون شدند. از این سه نفر ، فردی که پیشاپیش دیگران بود شمشیری آهنی و خنجری با دسته طلا به همراه داشت ، نفر دوم (که جام در دستان او پیدا شد) ساعد بندی بر دست داشت که گواه آن ردیفهای متعدد از دگمه های برنزی است ، فرد سوم نیز حامل یک گرز ستاره‌ای شکل و همچنین خنجر و شمشیر بود. هنوز مشخص نیست که این سه نفر در هنگام آتش سوزی بزرگ محوطه از مهاجمان بودند و یا از مدافعان محلی بودند.

 

 

محل کشف جام زرین حسنلو

 

       ماجرای کشف جام زرین حسنلو

در سال 1334خورشیدی پنجمین دور از حفاری‌های باستان شناسی در تپه حسنلو نقده آغاز گردید و هیئتی مشترک از باستان شناسان ایرانی و آمریکایی به ریاست «پروفسور رابرت دایسون» در تپه حسنلو مشغول کاوش شدند. این کاوش‌ها چندین سال ادامه داشت تا سرانجام در تاریخ 23 فروردین 1337خورشیدی به دست «عمو امام قلی محمدی حسنلویی» کارگر بومی ، جام زرین حسنلو یافته شد.

عمو امام قلی محمدی حسنلویی در مصاحبه‌ای ماجرای کشف جام زرین حسنلو را اینگونه بیان می‌کند:

داشتم با قدرت زمین را کلنگ می‌زدم که ناگهان متوجه شدم کلنگ به یک چیز فلزی برخورد کرد. بین خودمان بماند ، همین کج بودن جام هم حاصل کلنگ بنده است. بالاخره کندم و کندم تا جام را بیرون کشیدم ، خاک اجازه دیده شدن جام را نمی‌داد ‌ فقط فهمیدم که فلزی است ، نمی‌دانستم از جنس طلاست! با لباسم قسمتی از جام را پاک کردم ، بله جام از جنس طلا بود. جام را در دست گرفته و از گودال خارج شدم و رفتم پیش آمریکایی‌ها ، اسم یکیشان رابرت بود ، اصلا هم از قیافه‌اش خوشم نمی‌آمد. یک بار یکی از بچه‌ها را زده بود. رابرت با دیدن این صحنه تا حد انفجار خوشحال شد و سریعا با آمریکایی‌های دیگر وارد چادر شد.

پس از دقایق طولانی بیرون آمد و گفت : «آفرین ، آفرین تو حتما جایزه خوبی میگیری. خوب حالا بیا داخل!» رفتم داخل چادر. خیلی عجیب و غریب از من پذیرایی کردند و تحویلم می‌گرفتند. رابرت کمی فارسی بلد بود و من هم انگلیسی ، گفت : «من می‌خواهم معامله خوبی با تو بکنم. مقدار خوبی جایزه در اختیار تو بگذاریم و تو از پیدا شدن این شی به هیچ کسی هیچ چیزی نگو! حتی به سرگروهان ایرانی!»

 

 

جام زرین حسنلو در دستان رابرت دایسون

رئیس تیم حفاری کاشف جام , در نخستین ساعات کشف

گفت: «گفتم که ، پول خوبی برایت می‌ماند. برو و تا فردا فکر کن. این پول‌ها را ببین ، ده برابرش را به تو می‌دهیم.»
از چادر که بیرون آمدم ، یک راست رفتم پیش سرگروه ایرانی و ماجرا و حرف‌های رابرت را برایش تعریف کردم ، صورتم را بوسید و گفت : «این اجنبی‌ها می‌خواهند این را هم از ما بدزدند اما اینبار نمی‌گذارم.»
فردای آن روز گروهی از ارومیه به تپه آمده بودند. جام را در داخل جعبه‌ای گذاشته و از دست آمریکایی‌ها بیرون کشیدند. رابرت هم چپ چپ نگاهم می‌کرد...

 




کلیه حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به مرکز مطالعات آذربایجان می باشد
    Copyright 2015 www.azerbaijanstudiescenter.org