پرونده های برگزیده
انتخاب زبان
  • Azərbaycani
  • English
  • Türkçe
  • فارسی

حمید آرش آزاد


حمید آرش آزاد در 4 دی 1327 در «محله کوره باشی»  تبریز دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را در زادگاه خود و در دبستان نوروز آغاز کرد. پس از اتمام دوره پنج ساله ابتدایی , دوره اول متوسطه را در دبیرستان رازی و دوره دوم متوسطه را در رشته ادبیات در دبیرستان دهخدا به پایان رساند. در سال 1349 پس از قبولی در کنکور سراسری در رشته زبان و ادبیات فارسی مشغول به تحصیل شد اما پس از حدود 3 سال تحصیلاتش در رشته زبان و ادبیات فارسی ناتمام ماند؛ در سال 1351 جهت تحصیل در رشته حقوق قضایی به تهران مهاجرت کرد. دو سال بعد از این رشته نیز انصراف داد و در بازگشت به تبریز ضمن تحصیل در رشته علوم اجتماعی به معلمی پرداخت. شغل معلمی را هم بعد از مدتی رها کرد و بعد از تجربه چندین شغل به روزنامه نگاری پرداخت.
حمید آرش آزاد کار روزنامه نگاری را در تبریز و در نشریه فروغ آزادی آغاز کرد و از نوروز 1374 به نشریه گل آقا پیوست او در طی سه دهه فعالیت با بسیاری از مطبوعات تبریز همکاری داشت و به کسب چند جایزه ملی در زمینه طنز پردازی نائل گردید. وی از پیشکسوتان طنز پرداز ایران شناخته می شود.
حمید آرش آزاد علاوه بر شعر طنز آثار زیادی در زمینه نثر و اشعار جدی نیز خلق کرده است. علاوه بر صدها شعر و مقاله چاپ شده از حمید آرش آزاد در مطبوعات , تعدادی کتاب نیز از وی به یادگار مانده است. مجموعه هایی از اشعار وی در کتابهایی با عناوین «جیزیغیندان چیخما بالا» , «جولو جولویه قالمادی» و «اوخو آت , یایین گیزلت»  منتشر شده , کتابهای «مفتون خاک» , «یاغی» , «مسافران سیاره آلفا» و «گرگ های قانلی دره» با ترجمه حمید آرش آزاد به چاپ رسیده , و همچنین کتاب «هوپ هوپ نامه» اثر  میرزا علی اکبر صابر به همت حمید آرش آزاد در ایران منتشر گردیده است.
حمید آرش آزاد پس از سالها جدال با بیماری ریوی در تاریخ 23 مرداد 1389 و در سن 62 سالگی در بیمارستان امام رضا تبریز دار فانی را وداع گفت و در قطعه هنرمندان گورستان وادی رحمت تبریز به خاک سپرده شد.

 

شناسنامه


 نام : حمید آرش آزاد
 تاریخ تولد : 4 دی 1327
 محل تولد : تبریز
 تاریخ درگذشت : 23 مرداد 1389
 محل درگذشت : تبریز
 محل دفن : وادی رحمت تبریز
 ملیت : ایرانی
 زمینه فعالیت : شاعر و نویسنده

 

 

       نمونه ای از اشعار : 

به جوان موتور سواری که کیفم را قاپید
 
آن موتـور داری کـه کیـف بنـده را قاپیــده است
چون که کیف چرمی ام زیبا و شیک و پیک بود
حتــــم دارم ســاعتـــی لبـخنـــد پیــروزی زده
همچو ماســت تازه شیــریـن بــود اول کـام او
من یقیـن دارم کـه وقتــی بـاز کــرده کیــف را
این چنین کیف قشنگی پس چرا خالی ز پول؟
کاهدانی بود کیفم , ظاهـــرش امـا چـو قصــر
داخل کیفم سجل بود و سه چـار تا شعـر طنز
قافیــه هرچنــد تکــراری شــد امــا ای حریـف
تـازه آن هـم شـاعری که در همـان آغـاز بــرج
گوییا در ظلمـت شــب گـربـه را خـز دیــــده است
ظاهــــر زیبـایـــش آن بیـچــــــاره را گولیــده است
بعد از آن , لـبـخـنـــد روی صورتـش ماسیده است
بعد یـک ساعـت چـو دوغ مانده ای ترشیده است
آن زمان فهمیــده کـه ایــن دفعه را چاییــده است
از تعجـــب شـــاخ ها روی ســرش رویـیــده است
دزد نــاشـی کــــاه را جـــای پـلـــو بگزیــده است
لابــد آن یـارو به شعـر و ریــش من خندیـده است
کی کسی در کیف شاعر پول و مولی دیده است؟
همسـرش از بوستـان کیــف او گل چـیـــده است

 

 

        نگارخانه


   حمید آرش آزاد در کودکی


حمید آرش آزاد در کنار علیرضا خمسه


حمید آرش آزاد

 

 




کلیه حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به مرکز مطالعات آذربایجان می باشد
    Copyright 2015 www.azerbaijanstudiescenter.org