پرونده های برگزیده
انتخاب زبان
  • Azərbaycani
  • English
  • Türkçe
  • فارسی

جنگ چالدران - 1514 میلادی


فهرست مطالب


 زمینه های بروز جنگ
 جنگ چالدران
 نتایج جنگ چالدران
 نکات

  جنگ چالدران نخستین رویارویی نظامی دولت صفوی با دولت عثمانی بود. این جنگ در تاریخ 2 رجب 920 هجری قمری (31مرداد893 / 23اوت1514) در دشت چالدران واقع در شمال غربی استان آذربایجان غربی به وقوع پیوست.
آمار متفاوتی از تعداد سربازان و میزان تلفات طرفین جنگ چالدران در تاریخ ثبت شده است. در این جنگ تعداد نیروهای نظامی ایران که بدنه اصلی آنان را سربازان قزل باش تشکیل میدادند در حدود 12هزار تا 60هزار نفر و سپاه عثمانی در حدود  60هزار تا 212هزار نفر گزارش شده است اما همه تاریخنگاران به اتفاق تعداد لشکریان عثمانی را چندین برابر سپاه ایران ثبت کرده اند. تعداد کم نیروهای ایرانی , نبود سلاح گرم از قبیل توپ و تفنگ , درگیری نیروهای ایرانی در خراسان با ازبکان و چند اشتباه تاکتیکی سبب شد تا نیروهای ایرانی در جنگ چالدران شکست سختی متحمل شده و بخشهایی از آذربایجان و کردستان و آناتولی به تصرف نیروهای عثمانی در آید.
هر چند این پیروزی برای عثمانی دوام چندانی نداشت و عثمانی ها خیلی زود مجبور به عقب نشینی از سرزمین های تصرفی شدند , اما نتایج این جنگ تاثیرات عمیقی در سیاست داخلی ایران و رفتار شاه اسماعلی صفوی داشت.
جنگ چالدران با وجود شکستی که برای ایران به همراه داشت , به علت جانفشانی های سربازان و سرداران ایرانی و تعداد بالای شهدا , در میان ایرانیان یک نبرد حماسی شناخته می شود و آرامگاه شهدای این جنگ در چالدران و اردبیل همواره مورد احترام ایرانیان بوده است.
 

مشخصات

صحنه جنگ چالدران در کاخ چهل ستون اصفهان


 عنوان : جنگ چالدران
 طرفین : ایران و عثمانی
 پادشاه ایران : شاه اسماعیل صفوی
 سلطان عثمانی : سلطان سلیم یکم
 مکان : دشت چالدران
 زمان  : 2 رجب 920 هجری قمری (31 مرداد 893 خورشیدی)
 نتیجه : پیروزی عثمانی و تصرف نواحی شمال غرب ایران , آذربایجان و کردستان
.

 

       زمینه های بروز جنگ
 در حدود سال 905 هجری قمری اسماعیل صفوی که تنها 13 سال سن داشت قیام خود را با یاری تعدادی از سرداران و اطرافیانش آغاز نمود. در مدت کوتاهی هزاران نفر از پیروان تصوف به او پیوستند. فتوحات شاه اسماعیل در آذربایجان و اران و آناتولی با پیوستن سیل عظیم شیعیان آناتولی به لشکر وی همراه بود. افزایش روز افزون قدرت شاه اسماعیل صفوی موجب وحشت و نگرانی دولت عثمانی شد. دولت عثمانی که  قصد تصرف بخشهای بیشتری از اروپا و گسترش قلمرو خود در نواحی غربی را داشت با قدرت گیری شاه اسماعیل از نواحی شرقی قلمرو خود احساس خطر کرد. از این رو سلطان سلیم به فکر رویارویی با شاه اسماعیل افتاد.
شاه اسماعیل با اطلاع از تصمیم سلطان سلیم در نامه ای به سلطان عثمانی این مطلب را که بسیاری از مردمان ساکن در سرزمین‌های عثمانی پیرو او هستند، به رخ وی کشید.
 


شاه اسماعیل صفوی (سمت راست)
سلطان سلیم عثمانی (سمت چپ)

شاه اسماعیل پس از مرگ سلطان بایزید دوم و جانشینی سلطان سلیم , پسرعموی سلطان سلیم را که مدعی تاج و تخت و رقیب او بود در ایران پناه داد. از سوی دیگر سلطان سلیم به کشتار و قتل عام شیعیان در قلمرو عثمانی پرداخت که تعداد شعیان کشته شده در جریان این قتل عام ها را حدود 40هزار نفر تخمین زده اند , در مقابل دستگاه تبلیغاتی تصوف به طور وسیع در عثمانی به فعالیت میپرداخت.
همزمان با این تحولات شاهقلی خلیفه شاه اسماعیل و رئیس ایل تکلو در آسیای صغیر بیش از پانزده‌ هزار تن از اهالی سنی آنجا را قتل‌عام و اموال آن‌ها را غارت کرد. محمدخان استاجلو حاکم دیار بکر از دیگر خلیفه‌های شاه اسماعیل نیز با فرستادن نامه تهدیدآمیز و یک قبضه شمشیر و یک دست لباس زنانه سلطان سلیم را به جنگ دعوت کرد. وی در این نامه نوشته بود اگر به جنگ می‌آیی شمشیر بر کمر بند وگرنه ملبس به لباس زنانه شو و بعد از این مردی بر زبان جاری نساز.
در چنین شرایطی جنگ میان صفوی و عثمانی اجتناب ناپذیر به نظر میرسید. پیروزی شاه اسماعیل در این جنگ میتوانست امپراتوری عثمانی را که در آغاز راه گسترش و شکوفایی بود به پایان کار رسانده و گسترش تشیع را در آناتولی تسریع بخشد و امپراتوری شاه اسماعیل را به بزرگترین قدرت منطقه تبدیل نماید.

 

       جنگ چالدران
سلطان سلیم در راس سپاهی که تعداد آن را بین 60هزار تا 212هزار نفر ذکر کرده اند به سوی آذربایجان حرکت کرد. سپاه عثمانی در 1 رجب 920 به دشت چالدران در شمالغرب خوی رسید و در آنجا اردو زد. تعداد نیروهای سپاه ایران در این جنگ بین 12هزار تا 60هزار نفر گزارش شده است. در این لشکرکشی شاعری به نام درونی ازنیقی همراه سلطان سلیم بود و حوادث جنگ را به نظم در می آورد.
خبر ورود سلطان سلیم به ایران , در همدان به گوش شاه اسماعیل رسید. او که از این عمل ناجوانمردانه سلطان سلیم خشمگین شده بود به سرعت خود را به تبریز رساند و از عشایر و حاکمان منطقه تبریز و ارومیه درخواست کمک کرد.
پیش از آغاز نبرد و در جلسه هماهنگی سرداران شاه اسماعیل , «نورعلی خلیفه لو» و «محمد خان استاجلو» با شناخت قبلی که از لشکر عثمانی و قدرت تخریب گر توپخانه عثمانی داشتند پیشنهاد دادند تا قبل از تکمیل آرایش دفاعی دشمن از پشت به آنان حمله شود , در مقابل «دورمیش خان شاملو»  پیشنهاد داد سپاه ایران اجازه دهد لشکر عثمانی آرایش دفاعی خود را تکمیل کند تا سربازان ایرانی بتوانند با حمله به صفوف دفاعی عثمانی به  دلاوری و رشادت بپردازند! پیشنهاد دومریش خان شاملو مورد موافقت شاه اسماعیل قرار گرفت و این بزرگترین اشتباه استراتژیک ایرانیان در نبرد چالدران بود. اشتباه دیگر سپاه ایران در عدم به کار گیری از توپخانه و سلاح های گرم بود. صفویان تا پیش از جنگ چالدران بارها از توپخانه و سلاح ها گرم استفاده کرده بودند و با روش استفاده و به کارگیری این نوع تجهیزات آشنایی داشتند. اما چون شاکله اصلی سپاه ایران را سواره نظام تشکیل میداد و وجود توپخانه تحرک سواره نظام را در دشت چالدران کاهش میداد و اینکه توپخانه  ایران از نظر کمی و کیفی بسیار ضعیفتر از توپخانه عثمانی بود و ایرانیان ذاتا علاقه چندانی به استفاده از توپخانه نداشتند و آنرا نوعی بزدلی و مغایر با اصول نبرد مردانه میپنداشتند , همه و همه سبب شد تا سپاه ایران در جنگ چالدران در استفاده از توپخانه و سلاح گرم صرف نظر کند.

 

 


یک نقاشی مربوط به جنگ چالدران که در آن کشتن یک  سردار عثمانی توسط شاه اسماعیل به تصویر در آمده است.

با شروع جنگ در 2 رجب 920 (31مرداد893) صفوف دفاعی لشکر عثمانی شکل گرفت. دوازده هزار ینی چری مسلح به شمخال در پشت زنجیره‌ای از توپ‌ها قرار گرفتند , مانعی که همانند سدی نفوذ ناپذیر در برابر سپاه غالبا سوار ایرانی عمل نمود. کثرت سپاه عثمانی و محدودیت فضای نبرد به قدری بود که عثمانیان برای رویارویی با سپاه ایران پشت نیروهای خودی مدت‌ها به انتظار می‌ایستادند.
با آغاز جنگ جناح راست سپاه ایران جناح چپ عثمانی را در هم کوبید و فرمانده آن‌ها حسن پاشا نیز کشته شد. صلابت نخستین یورش ایرانیان به حدی بود که سلطان سلیم لحظاتی پس از شروع درگیری به گمان این که کارش با شکستی برق آسا به اتمام رسیده در پی گریز از کارزار بود.
سربازان ایرانی در مقابل قوای عثمانی که چندین برابر آنها بودند جانانه مقاومت کردند و باعث کشتار زیاد و عقب‌نشینی قشون عثمانی شدند ,عشایر منطقه نیز به کمک قوای دولتی ایران شتافتند اما با آغاز به کار توپ‌ها نتیجه جنگ به سرعت به سود عثمانی تغییر کرد. آتش توپخانه برای ایرانیان مصیبت بار بود. بسیاری از سربازان و فرماندهان و صاحب مناصبان ایرانی که برای دفاع از وطن هم قسم شده بودند در میدان جنگ کشته شدند. با ادامه حملات توپخانه عثمانی , مقاومت سپاه خسته ایران که چون دیواری محکم در برابر عثمانی ها ایستاده بودند در هم شکست و رفته رفته از کشته‌ها پشته‌ها ایجاد می‌شد. سلطان سلیم فریاد می‌کشید هر چه عجم بکشید، ثواب بیشتری خواهید برد. شیخ محمدحسن شبستری از روحانیون معروف آن زمان که می‌دانست با قتل و یا دستگیر شدن شاه اسماعیل ممکن است سراسر ایران تسلیم سلطان سلیم شوند , قرآن بدست به پیش شاه اسماعیل رفت و فریاد زد که «ای پادشاه شیعیان تو را به این قرآن سوگند می‌دهیم تا دست از جنگ برداری و بروی، چون صلاح مملکت در این است.» شاه اسماعیل که شخصا وارد کارزار نبرد شده بود با سوگند دادنش توسط شیخ شبستری و با فداکاری چند قزلباش به همراه تعدادی نیروهایش جان سالم از معرکه به در برد. با فروپاشی سپاه ایران درفش ارتش ایران به دست لشکر عثمانی افتاد. سلطان سلیم یکم پس از در هم شکستن سپاه صفوی به دلیل ترس از وجود تله به تعقیب ایرانیان نپرداخت و چند روز بعد به تبریز وارد شد.
در جنگ چالدران زنان ایرانی دوشادوش شوهران خود جنگیدند و کشته شدند. پس از پایان نبرد اجساد زنان زیادی یافته شد که در لباس مردانه با زره و خفتان و کلاهخود به میدان جنگ آمده بودند تا در سرنوشت شوهران خود شریک شوند. سلطان سلیم با دیدن اجساد زنان ایرانی دلاوری آنان را تحسین کرد و فرمان داد تا پیکر آنها با تشریفات نظامی به خاک سپرده شود.
رویارویی سپاه سنتی ایران با لشکر مدرن عثمانی , تعداد کم نیروهای ایرانی , فقدان سلاح گرم و مدرن در سپاه ایران , درگیری همزمان ایران در خراسان با ازبکان و چند اشتباه استراتژیک سبب شد تا سپاه ایران با وجود رشادت ها و دلاوری های بسیار در برابر لشکر عثمانی شکست سختی متحمل شود.
تعداد تلفات سپاه ایران در حدود 28هزار نفر و تلفات لشکر عثمانی در حدود 40هزار نفر تخمین زده شده است.

 

       نتایج جنگ چالدران
جنگ چالدران یک شکست تمام عیار برای شاه اسماعیل صفوی بود. نیروهای عثمانی پس از شکست سپاه ایران بخشهای بزرگی از کردستان و آذربایجان را به تصرف خود در آوردند و تبریز را فتح کردند. با این وجود عثمانی بهره چندانی از پیروزی نبرد و پس از مدت کوتاهی به دلیل مقاومت مردم تبریز و کمبود آذوقه مجبور به خروج از تبریز و عقب نشینی از آذربایجان شد و به این ترتیب حکومت نوپای صفوی از نابودی حتمی نجات یافت. سلطان سلیم هنگام عقب نشینی از آذربایجان فرمان داد تا بهترین شاعران و نقاشان و خطاطان و صنعتگران و سایر هنرمندان شناسایی شده و به استانبول منتقل شوند. این جنگ برخلاف عثمانی تاثیرات بنیادینی بر روی ایران داشت, پس از جنگ شاه اسماعیل بسیاری از بهترین نیروهای خود را از دست داده بود. پس از این جنگ اعتماد و احترام شاه اسماعیل نسبت به قزل باشها کمتر شد و طی چند سال پس از آن از جایگاه و نفوذ سرداران و سربازان قزل باش کاسته شد.
پس از پایان جنگ شاه اسماعیل فرمان داد تا پیکر فرماندهان و سرداران سپاه ایران در جنگ چالدران به اردبیل منتقل شده و در جوار بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی به خاک سپرده شود. محل دفن این سرداران امروزه شهیدگاه نامیده میشود.
معروف است که شاه اسماعیل پس از این شکست هرگز لبخند نزد و تا پایان عمر از این شکست غمگین بود.
 


تصویری از آرامگاه شهدای جنگ چالدران در شهرستان چالدران

جنگ چالدران با وجود شکستی که برای ایران به همراه داشت به علت مقاومت سرسختانه و مبارزه تا پای جان و همچنین رشادت ها و دلاوری های سربازان و فرماندهان ایرانی یکی از جنگ های غرور آفرین و حماسی در تاریخ ایران به حساب می آید به طوریکه از کشته شدگان در این جنگ به عنوان شهید یاد میشود و آرامگاه این شهدا در چالدران و اردبیل همواره مورد احترام ایرانیان بوده است.

 

       نکات
 معروف است که پس از جنگ چالدران و شکست ایران از عثمانی ، سلطان عثمانی از شاه اسماعیل درخواست کرد تا شمشیری را که با آن لوله توپ را به دو نیم کرده بود برای وی بفرستد. شاه اسماعیل دعوت سلطان را اجابت نمود. وقتی که شمشیر به دارالخلافه رسید، سلطان در حضور اعیان و اشراف آن را بر روی لوله توپی آزمود , ولی اثر مطلوب را به دست نیاورد و بنابر این نامه‌ای به شهریار صفوی نوشت و گله کرد که معلوم می‌شود شاه قزلباش یک شمشیر را از برادرش مضایقه کرده‌است. شاه اسماعیل در پاسخ نوشت :
«شمشیر همان شمشیر است بازو همان بازو نیست!»

 


ضمیمه :

جنگ‌ها و معاهدات ایران و عثمانی




کلیه حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به مرکز مطالعات آذربایجان می باشد
    Copyright 2015 www.azerbaijanstudiescenter.org