پرونده های برگزیده
انتخاب زبان
  • Azərbaycani
  • English
  • Türkçe
  • فارسی

قتل عام مردم تبریز توسط عثمانی ها - 999 هجری


 

در سال 985 هجری  قمری همزمان با جلوس شاه محمد خدابنده بر تخت سلطنت ایران ، عثمانیان که از مدت‌ها پیش مترصد به دست آمدن فرصت مناسب برای لشکرکشی به ایران بودند با بهره جستن از نابسامانی داخلی ایران و نقض یکطرفه پیمان صلح آماسیه هجوم خود به ایران را آغاز کردند و جنگ‌های 12 ساله ایران و عثمانی بین سال‌های 985 تا 997 هجری (1578 تا 1590 میلادی) را رقم زدند. در ابتدای جنگ شرایط به سود عثمانیان نبود اما در ادامه قوای عثمانی با لشکرکشی‌های دنباله دار و پردامنه و صرف هزینه‌های کلان و بی حساب موفق به کسب فتوحاتی در آذربایجان و قفقاز شدند. همزمان با ادامه حملات عثمانی به شمالغرب ایران (در آذربایجان و کردستان و قفقاز) دولت عثمانی جبهه‌های نبرد را به سمت مرزهای جنوب غربی ایران در خوزستان گسترش داد و از سوی دیگر با تطمیع و تحریک ازبکان جبهه جنگ دیگری برای ایران در خراسان گشود. صرف این هزینه‌های کلان در کنار لشکرکشی‌های بی‌حساب ، دولت عثمانی را با بحران شدید مالی مواجه ساخت که تا چندین دهه گریبانگیر باب عالی بود. از سوی دیگر دولت بحران زده ایران خواهان صلح با عثمانیان بود تا پس از ساماندهی اوضاع داخلی و مرزهای شرقی به مسئله عثمانی بپردازد. از اینرو اندکی پس از متارکه جنگ در سال 997 هجری ، عهدنامه صلح فرهاد پاشا در سال 998 هجری (21 می 1590 میلادی) میان طرفین منعقد گردید.
وقوع بحران شدید مالی سبب شد تا به فرمان جعفر پاشا ، حاکم منصوب شده دولت عثمانی در شهر تبریز ، عیار سکه‌های طلا و نقره کاهش یابد ، به این ترتیب میزان حقوق مزدبگیران از نظر تعداد سکه ثابت بود اما از نظر ارزش نسبت به قبل بسیار کاهش یافت. این موضوع با اعتراض و خشم بازاریان و مزدبگیران و قول‌های تبریز همراه شد. قلعه بزرگ تبریز که توسط عثمانیان ساخته شده بود سه دروازه داشت که در جریان این اعتراضات دو تای آنها را مسدود کردند و برای تنها دروازه خروجی ، روزانه و به نوبت 50 نفر نگهبان گماشتند تا از خروج جعفر پاشا جلوگیری کنند.
جعفر پاشا ضمن اینکه به دنبال فرصت مناسبی برای گرفتن انتقام از قول‌ها و مردم تبریز بود ، به ظاهر و با کنترل خشم و نفرت خود با آنان از در مصالحه وارد شد و جشن‌ها و ضیافت‌هایی برای دلجویی از آنان به راه انداخت و دستمزد آنان را نیز افزایش داد. یک شب در جریان یکی از همین جشن‌ها در حالی که قول‌ها به بزم و شادی مشغول بودند جعفر پاشا مخفیانه از قلعه گریخت و به قلعه دیگری معروف به قلعه محله (یا قلعه قومله) پناه برد. صبح هنگام قول‌ها متوجه فرار جعفر پاشا شدند و در پیامی به او از خلف وعده وی ابراز ناراحتی و خشم کردند ، جعفر پاشا نیز در پاسخ به قول‌ها نوشت : «در میان شما اوباش و اشقیا رسوخ کرده و قصد جانم را داشتند ، تا آنها را که تعدادشان مطابق فهرست به 50 نفر می‌رسد ، جهت تنبیه به من نسپارید و یا از قلعه بیرون نکنید ، من اطمینان پیدا نکرده به قلعه نخواهم آمد.» در خلال این نامه‌نگاری‌ها قول‌ها رضایت دادند که 50 نفر مزبور را از قلعه اخراج کنند ، همزمان جعفر پاشا با ارسال پیامی به مزدوران عثمانی از جمله سران عشایر کرد ، به دروغ به آنها اطلاع داد که گروهی از قزلباشان در نزدیکی تبریز تجمع کرده‌اند و با وعده به یغما بردن اموال و دارایی قزلباشان از آنها خواست که در تاریخ معینی در نزدیکی تبریز حضور پیدا نمایند. به این ترتیب در تاریخ مشخص شده گروه بزرگی از عشایر به شوق چپاول و کسب ثروت در کنار رودخانه شوراب گرد هم جمع شدند و منتظر دستور جعفر پاشا ماندند. جعفر پاشا با ارسال پیامی به کتخدای خود که در داخل قلعه قول‌ها را رهبری می‌کرد از او خواست تا در روز موعود قول‌ها را با لباس‌های نو و آراسته و مسلح در خارج از قلعه در ستون‌های منظم جهت استقبال آماده نموده و به آنها بسپارد تا از شلیک گلوله خودداری نمایند. همچنین به کتخدا سفارش کرد که پس از خروج همه قول‌ها از قلعه ، دروازه‌های قلعه از پشت بسته شده و در برج نگهبانی آماده شلیک توپ بزرگ باشند. در روز موعود جعفر پاشا سوار بر اسب به همراه گروه‌های عشایر در برابر دروازه ورودی قلعه حضور پیدا کرد. جعفرپاشا خطاب به عشایر گفت : «سلطان [مراد سوم] فرمان قتل عام قول‌های تبریز را صادر فرموده‌اند. حالا ببینیم شما فرمان سلطان را چگونه اجرا خواهید کرد.» در همین لحظه توپ بزرگ از بالای برج قلعه شلیک گردید ، جعفر پاشا شمشیر کشید و شخصا به گروه تبریزیان حمله برد و تعدادی از آنان را به قتل رسانید. ستون‌های ینی‌چری‌ها و عشایر و سربازان عثمانی به سمت قول‌ها حمله کردند و بسیاری را به خاک و خون کشیدند ، آنان که قصد فرار و پناه بردن به داخل قلعه داشتند با دروازه بسته مواجه گشتند. به این ترتیب همه قول‌ها قتل عام شدند و سپس در قلعه باز شد و کشتار مردم تبریز و غارت اموال و اسارت زنان و کودکان این شهر آغاز شد. زنان و دختران تبریز به اسارت رفتند و در بازار خرید و فروش شدند. اهانت و تجاوز عثمانیان به زنان و دختران تبریز آنچنان گسترده بود که با حیرت و ناراحتی توسط تاریخنگاران عثمانی ثبت شد. گناه مردم تبریز در این جنایت هولناک این بود که کسبه و اصناف نمی‌توانستند  سکه‌های نیم عیار را از عثمانیان پذیرفته و به دیگران رد و بدل نمایند. در جریان این قتل‌عام هزاران نفر کشته ، اسیر و آواره شدند. در ادامه نمونه‌هایی از اشارات تاریخی به قتل عام مردم تبریز توسط عثمانیان آورده شده است:

ابراهیم پچوی ، تاریخنگار پر آوازه عثمانی (متوفی 1059 هجری) که معاصر با جنگ‌های 12 ساله ایران و عثمانی می‌زیسته است در «تاریخ پچوی» شرح کاملی از جنگ‌های 12 ساله ایران و عثمانی ارائه داده و در مورد قتل عام مردم تبریز توسط سربازان عثمانی در سال 999 هجری می‌گوید : « قتل عام قول‌ها به وسیله وزیر مزبور [جعفر پاشا] از نوادر و غرایب روزگار بود ، در دولت علیه عثمانی نه همچون چیزی از سلاطین گذشته در تاریخ ثبت شده و نه از زبان کسی مسموع افتاده است... این همه اهانت به زنان با ناموس و عائله مردم و رخصت زنا برای کسانی که ذره‌ای ایمان در دلشان هست قابل قبول نبوده و جایز نمی‌باشد. جعفر پاشا در خیلی از جنگ‌ها شرکت موثر کرده بود ، حسنات کارهای گذشته او را این عمل زشت و نابکار تماما از بین برده و در پیشگاه حق و عدالت مسلما جوابگو نخواهد شد.»

ژاک دومرگان
، باستان شناس پرآوازه فرانسوی (درگذشت 1924 میلادی) نوشته زیر را از فصل نهم کتاب «زینت المجالس» استخراج کرده است. کتاب مزبور توسط مجد الدین محمد حسینى (متخلص به مجدی) تاریخ نگار قرن 11 هجری در سال 1004 هجری قمری به رشته تحریر در آمده است : «آذربایجان... حاکم نشین آن مراغه بوده و در روزگار ما تبریز است. لیکن از وقتی که ترکها (رومیه) آن را در سال 993 هجری اشغال کردند ، آنها در اینجا برج و باروی وسیعی برای مسکن و پادگان و ساخلو مهمی ساختند. و سکنه تقریبا منحصرا مرکب از ترکها هستند. از ایرانیان جز تعداد کمی باقی نمانده‌اند که سخت ترین یوغ بندگی را به گردن دارند. اما درباره سکنه قدیمی ، آنها یا به هنگام غارت شهر و مردم آن قتل عام شده‌اند یا به کشورهای روم یا عراق به اسارت رفته‌اند...»

جان کارت رایت
، تاجر انگلیسی که در سال 1015 هجری از تبریز دیدار کرده است ، درباره غارت و تاراج شهر تبریز و قتل عام مردم این شهر و ستمگری‌های عثمانیان و خرابی‌های وارده بر تبریز، به تفصیل در سفرنامه خود سخن رانده است. او معتقد است که توصیف دردها و بدبختی تبریزیان و تشریح سنگدلی و بی رحمی‌های لشکریان عثمانی از عهده وی خارج است. و این مهم ، نویسنده‌ای به غایت دانشمند و زبردست می‌خواهد.

 


منابع :
منصوری ، فیروز. مطالعاتی درباره تاریخ ، زبان و فرهنگ آذربایجان. نشر هزار، 1390
پچوی ، ابراهیم. تاریخ پچوی. مطبعه عامره ، استانبول ، 1283 هجری قمری جلد دوم
دومرگان ، ژاک. مطالعات جغرافیایی ایران. ترجمه دکتر کاظم ودیعی، انتشارات چهر ، تبریز 1348 خورشیدی ، جلد اول ، ص 347.
طاهری ، ابوالقاسم. جغرافیای تاریخی گیلان ، مازندران، آذربایجان از نظر جهانگردان. تهران 1347 ، ص 89

 


ضمیمه :

جنگ‌ها و معاهدات ایران و عثمانی
قتل عام مردم تبریز توسط عثمانیان در سال 993 هجری




کلیه حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به مرکز مطالعات آذربایجان می باشد
    Copyright 2015 www.azerbaijanstudiescenter.org