پرونده های برگزیده
انتخاب زبان
  • Azərbaycani
  • English
  • Türkçe
  • فارسی

جنگ های ایران و روس در دوران قاجار


فهرست مطالب


 لشگر کشی آقا محمد خان به قفقاز
 حمله روس ها به گرجستان
 اشغال گنجه و آغاز رسمی دور نخست جنگ های ایران و روس
 جنگ اچمیازین
 پناه بردن مردم گنجه به عباس میرزا
 رویدادهای بین سال های 1220 تا 1228 هجری
 جنگ اصلاندوز
 عهدنامه گلستان
 زمینه های آغاز دور دورم جنگ ها
 جنگ گنجه
 پیشروی روس ها در آذربایجان و تهدید پایتخت
 عهدنامه ترکمانچای
 نتایج و پیامدهای جنگ های ایران و روس

 

منطقه قفقاز از دیرباز تحت حاکمیت ایران بوده و روسیه نیز همواره به این منطقه توجه ویژه ای نشان داده است. با به قدرت رسیدن دودمان قاجار در ایران سیاست های دو کشور در قبال قفقاز وارد مسیر جدیدی شد. آقا محمد خان قاجار در لشگرکشی به قفقاز جهت سرکوب شورشیان گرجی کشتار بزرگی به راه انداخت و این بهانه خوبی برای دخالت روسیه در امور قفقاز بود. روسیه در ابتدا به بهانه حمایت از مسیحیان قفقاز وارد منطقه شد و به این ترتیب آتش جنگ های طولانی مدت ایران و روس افروخته شد. جنگی که در مراحل مختلف خصوصا دو دوره اصلی بین سالهای 1218 تا 1228 هجری (1804 تا 1813 میلادی) و همچنین بین سالهای 1241 تا 1243 هجری (1826 تا 1828 میلادی) در جریان بود. این جنگها نتایج فاجعه آمیزی برای ایران در پی داشت و به اشغال بخش های بزرگی از شمالغرب ایران توسط روسیه انجامید.

 

مشخصات


 عنوان : جنگ های ایران و روس
 طرفین : ایران و روسیه تزاری
 پادشاه ایران :  فتحعلی شاه قاجار
 امپراتور روسیه :  الکساندر اول
                           نیکلای اول
 مناطق مورد مناقشه : اران و شروان , ارمنستان , گرجستان و آذربایجان
 دور اول جنگ  :  1804 تا 1813 میلادی
 دور دوم جنگ : 1826 تا 1828 میلادی
 نتیجه : اشغال کامل قفقاز توسط روسیه و انعقاد عهدنامه های گلستان و ترکمنچای

 

       لشگرکشی آقا محمد خان به قفقاز

در سال 1783 میلادی در زمان حکومت کاترین دوم امپراتریس مقتدر روسیه تزاری ، روس ها به بهانه حفاظت از مردم مسیحی گرجستان معاهده ای با ایراکلی حاکم گرجستان منعقد کردند. آقا محمد خان پس از فتح کامل جنوب ایران و تثبیت قدرت خود و انتقال مقر حکومت به تهران توجه خود را به سوی قفقاز جلب کرد.
در همین احوال آراکلی خان والی گرجستان به پشتوانه همکیشی با روس‌ها اعلام استقلال نموده بود ، بنابراین آقا محمد خان در رمضان 1209 هجری (مصادف با فروردین ۱۱۷۴ خورشیدی و آوریل 1795 میلادی) برای آراکلی خان نامه‌ای ارسال کرد و اشتباهات گرجی‌ها در طی هشتاد سال گذشته را به وی یادآوری نمود و اعلام کرد در صورتی که والی گرجستان روابط خود را با روس‌ها قطع و از ایران اطاعت کامل نکند، به آنجا لشکر کشی خواهد نمود. آراکلی خان جواب نامه را نداد و خود را برای حمله مجهز نمود. آقا محمد خان به گرجستان لشکر کشی کرد و با وجود مقاومت سربازان آراکلی خان در این نبرد پیروز شد و آراکلی خان به تفلیس فرار کرد. آقا محمد خان برای یافتن او به تفلیس لشکر کشید. آراکلی خان همراه خانواده و بستگانش از تفلیس به گرجستان غربی گریختند. آقا محمد خان تفلیس را فتح نمود و در این شهر کشتار به راه انداخت و سپس به تعقیب آراکلی خان از شهر خارج شد ولی با دریافت خبر طغیان اهالی شروان که مصطفی خان دولو نماینده‌اش را به قتل رسانده بودند، به دشت مغان بازگشت. حاکم شروان به آقا محمد خان پیام دوستی و اطاعت داد و وی از تنبیه آنان صرف نظر نمود و به تهران بازگشت.

 

آقا محمد خان قاجار- سمت راست
کاترین دوم - سمت چپ
مدتی بعد در سپتامبر ۱۷۹۶ میلادی و همزمان با آخرین روزهای حکومت کاترین دوم , سپاه روس به فرماندهی ژنرال کنت والرین زبوف ، به نیروهای ژنرال گردویچ که قبلاً به دربند اعزام گردیده بود پیوست و قلعه‌های دربند، باکو و تالش را تصرف نموده و بر تمام سواحل غربی دریای خزر از مصب رود کر و اترک مسلط شد. سپس ژنرال زبوف از جلگه شیروان و از کنار ساحل ، وارد دشت مغان شد و از رود ارس گذشت. دسته دیگری از سپاهیان روس لنکران را اشغال کردند لذا آذربایجان و گیلان مورد تهدید قرار گرفتند. خان قاجار برای سرکوب آنان عازم قفقاز شد اما هنوز به آنجا نرسیده بود که در نهم نوامبر ۱۷۹۶ میلادی ، کاترین دوم تزار مقتدر روسیه درگذشت. پاول یکم جانشین کاترین دوم شد و در این زمان با تغییر سیاست روسیه تزاری در قبال قفقاز ارتش روسیه تمامی خاک‌های اشغال شده ایران و از جمله گرجستان را ترک کرد.
آقامحمدخان که از خروج نیروهای روس از زمین‌های اشغالی سخت شادمان گردیده بود تصمیم گرفت که در قفقاز به تصرف شهر شوشا که در حمله نخست به دست وی فتح نشده بود بپردازد. او در مارس ۱۷۹۷ میلادی دوباره عازم گرجستان شد و قلعه شورشی قره باغ را تصرف کرد. ابراهیم
خلیل خان جوانشیر، حاکم یاغی قره باغ فرار کرد و شاه قاجار آماده لشکرکشی به تفلیس شد، ولی در حالی که از فتح شوشا در قراباغ آذربایجان تنها ۳ روز گذشته بود در بامداد ۲۱ ذی‌الحجه ۱۲۱۱ ه.ق. (۱۷ ژوئن ۱۷۹۷ میلادی) به دست صادق خان گرجی و خداداد فراش و به تحریک صادق خان شقاقی به قتل رسید و فتحعلی شاه قاجار جانشین ویشد. از آنجا که پاول یکم تزار روسیه تصمیماتی برای لشگرکشی به قفقاز نداشت تا سالها پس از مرگ آقا محمد خان تحولاتی در منطقه رخ نداد.

 

       حمله روس ها به گرجستان

چهار سال پس از قتل آقا محمد خان قاجار در سال 1215 هجری قمری (1801 میلادی) تزار جدید روسیه الکساندر اول جانشین پاول یکم شد و او نیز سیاستی خصمانه در قبال قفقاز اتخاذ کرد. حاکم گرجستان با نام گئورگی دوباره به سمت روسیه تمایل یافت اما الکساندر برادر گئورگی که ایرانگرا و مخالف الحاق گرجستان به روسیه بود به دربار ایران پناهنده شد. روسیه گرایش الکساندر و برخی دیگر از خان زادگان و امرای گرجی به ایران را تحمل نکرد و با همین بهانه لشگر خود را به فرماندهی ژنرال سیسیانوف به قفقاز فرستاد.
روس ها در سال 1801 گرجستان را به اشغال نظامی خود در آوردند و تزار الکساندر طی فرمانی در تاریخ 12 سپتامبر 1802 رسما گرجستان را قسمتی از خاک روسیه اعلام کرد و با شدت هرچه تمام شروع به نابودی سازمان های ملی گرجستان نمود و تدریس و حتی تکلم به زبان گرجی را در آن سرزمین ممنون کرد. در این کشاکش گئورگی خان در گذشت و فرزند وی با نام تهمورث به ایران پناهنده شد و فتحعلی شاه را برای حمله به گرجستان تحریک نمود.

 

       اشغال گنجه و آغاز رسمی دور نخست جنگ های ایران و روس

ارتش روسیه پس از تصرف گرجستان و تثبیت مواضع خود آماده حمله گسترده و همه جانبه به شهرهای ایران در قفقاز شد. در تاریخ 22 نوامبر 1803 (7 شعبان 1218) لشگر عظیم روس به فرماندهی ژنرال سیسیانوف خود را به دروازه های شهر گنجه رساند در این هنگام جوان خان زیاد اوغلو حاکم گنجه بود و با همه توان به دفاع از شهر پرداخت. جوادخان به دفعات درخواست ژنرال روس مبنی بر تسلیم شهر و تحویل قلعه را رد کرد و سرانجام به روس ها پیغام داد : «شما باید جسد مرا در پای دیوار قلعه پاره پاره بکنید تا بتوانید داخل قلعه شوید.» به این ترتیب جواد خان و مردم گنجه آماده دفاع همه جانبه از شهر شدند و مدتی راه را بر قوای روس بستند. سرانجام با خیانت عده ای از سرباز و متفرق شدن گروهی از نظامیان جواد خان مجبور به عقب نشینی شد و در قلعه پناه گرفت و به امید رسیدن قوای کمکی عباس میرزا تا آخرین قطره خون از قلعه دفاع کرد. جواد خان پیام های متعددی برای دربار قتحعلی شاه قاجار نوشت و از او تقاضای نیروی کمکی نمود. فتحعلی شاه نیز با توجه به اهمیت شهر گنجه فرمان حرکت ارتش ایران را صادر کرد اما به علت سرمای شدید و دوری راه قوای کمکی نتوانستند خود را به موقع به گنجه برسانند. لشگر روس در تلاش برای به زانو در آوردن مردم گنجه آب را بر مردم شهر بستند.

 

فتحعلی شاه - سمت راست
الکساندر اول - سمت چپ
 
در شب سرد و تاریک آخرین روز رمضان 1218 هجری (ژانویه 1804 میلادی) قوای روس حملات همه جانبه ای به شهر آغاز کردند و دروازه های شهر گنجه را تا صبح به توپ بستند و در صبح روز عید فطر به نزدیکی های قلعه رسیدند. مردم با دست خالی و با همه وجود به مقابله با سربازان روس پرداختند و جنگ خونینی در شهر جریان داشت. بعد از ظهر همان روز گروهی از قوای روس به فرماندهی ژنرال پورتیناکین با حمایت آتش توپخانه خود را به حصار قلعه رسانده و نردبان بر دیوارها نهادند و سه برج قلعه را تصرف کردند اما جوادخان و یارانش دشمنان را از این برج ها بیرون راندند. همزمان با نبرد جواد خان برای حفظ این سه برج , دو برج دیگر به اشغال روس ها در آمد و جواد خان هم مجروح شد. حسینقلی آقا پسر جواد خان به یاری پدر آمد ولی او فرزندش را به دفاع از مواضع دیگر فرستاد و خود تا آخرین قطره خون در مقابل دشمن مقاومت کرد و سرانجام مردانه جان سپرد و فرزندش نیز شهید شد. مقاومت اهالی شهر و جنگ پراکنده تا روز بعد ادامه داشت و سرانجام قوای روس در دوم شوال 1218 قلعه گنجه را اشغال کردند , روس ها دروازه های شهر را به روی مردم بستند و اهالی شهر را قتل عام نمودند و دارایی شهر را به غارت بردند و مساجد را ویران ساختند. در فاجعه گنجه 7000 نفر به شهادت رسیدند و 18000 نفر اسیر شدند که اکثرشان زن بودند. 500 نفر از اهالی شهر که بیشترشان زنان و مردان مسن و اطفال بودند به مسجد پناه بردند اما به دستور ژنرال سیسیانوف همه آنها در مسجد قتل عام شدند. مسجد جامع شهر به کلیسا تبدیل شد و نام شهر نیز به الیزابت پل تغییر داده شد. روسها همه روشنفکران و رهبران و مردم تحصیل کرده را به شرق روسیه تبعید کردند و به مردم رنجور و آسیب دیده گنجه اجازه خروج از شهر ویران شده را ندادند و آنان را مجبور کردند تا زمستان سخت و سرد را در همان شرایط دردناک سپری کنند. جواد خان گنجه ای به پاس رشادت ها و دلاوری های خود و دفاع از وطن تا آخرین قطره خون به چهره ای ملی و حماسی در میان ایرانیان تبدیل شد و شاعران در وصف دلاوری های وی اشعار زیادی سرودند. دولت روسیه در ادوار مختلف همه سروده های شاعران گنجه و قره باغ درباره جوان خان را ممنون کرد اما توصیف رشادت های او سینه به سینه به نسل های بعدی منتقل شد.  

جواد خان گنجه ای

 

       جنگ اچمیازین

از دست رفتن شهر تاریخی و آباد گنجه که از دیرباز خاستگاه بسیاری از بزرگان فرهنگ و ادب ایران به حساب می آمد برای فتحعلی شاه قاجار بسیار ناگوار و غیر قابل تحمل بود. بنابراین فتحعلی شاه قاجار تنها چند ماه پس از اشغال گنجه در اوایل سال 1219هجری (1805 میلادی) عباس میرزا را با 30.000 نفر قشون به آذربایجان فرستاد تا از آنجا برای آزادسازی گنجه حرکت کند. عباس میرزا پیش از رسیدن به گنجه جهت سرکوب محمد خان قاجار حاکم ایروان که شهر را به روس ها تسلیم کرده بود به سمت این شهر حرکت نمود. در همین سال عهدنامه کورک چای میان فرمانده سپاه روس و حاکم قره باغ به امضا رسید , بر اساس این عهدنامه که در 14 ماه مه سال 1805 میلادی میان پاول سیسیانوف، فرمانده نیروهای روسی در قفقاز (از طرف تزار الکساندر یکم روسیه) و ابراهیم خلیل خان جوانشیر، خان خانات قره‌باغ به امضا رسید , خان مذکور در برابر قوای روس تسلیم شد و خانات قره باغ تحت سلطه روسیه در آمد.
سیسیانف فرمانده روسی برای کمک به حاکم ایروان به حوالی اچمیازین مرکز خلیفه‌گری ارامنه ایروان شتافت. فرمانده روسیه سه روز سپاه عباس میرزا را گلوله باران کرد و چون از عهده آن‌ها برنیامد از ادامه جنگ به صورت مستقیم خودداری کرد. در این میان محمدخان چون ضعف و ناتوانی فرمانده روسی را از جنگ با عباس میرزا دید از عباس میرزا ولیعهد ایران تقاضای عفو و بخشش کرد. سیسیانف حمله ای غافلگیرانه به سپاه ایران آغاز کرد و در صبح ششم ربیع الثانی 1219 هجری در اچمیازین ناگهان به لشکر عباس میرزا حمله برد و لشکریان ایران را از آن نقطه پراکنده کرد اما نیروی کمکی که از جانب شاه ایران برای عباس میرزا فرستاده شده بود سپاه سیسیانف ژنرال روس را شکست داد و او به ناچار عقب نشینی کرد. این نبرد به پیروزی ایران منتهی شد، حکمرانی ایروان همچنان در اختیار محمدخان باقی ماند و حکمرانی نخجوان با حکم فتحعلی شاه به کلبعلی خان سپرده شد.

 

       پناه بردن مردم گنجه به عباس میرزا

درگیری عباس میرزا با محمد خان قاجار حاکم ایروان و نیز قوای روسی در نزدیکی اچمیازین باعث شد تا حرکت به سمت گنجه حدود یک سال به طول انجامد تا سرانجام در سال 1220 هجری (1806 میلادی) عباس میرزا قوای خود را تجهیز کرده و عزم تسخیر گنجه نمود.
مردم گنجه که پس از تحمل قتل عام و غارت به مدت دو سال شرایط اسفناکی را سپری کرده بودند با شنیدن خبر نزدیک شدن عباس میرزا ولیعهد ایران لوازم و اثاثیه قابل حمل خود را برداشته و به سرعت جهت پیوست به عباس میرزا شهر را تخلیه کردند. به این ترتیب حدود پنج هزار تا شش هزار خانوار اهل گنجه به اردوی عباس میرزا پیوستند. عباس میرزا با پناهندگان به نیکی رفتار کرد و آنان را از راه ایروان به تبریز فرستاد و در آنجا با احترام اسکان داد. از زمان شاه عباس صفوی تا آن هنگام (حدود دو قرن) این دومین بار بود که مردم گنجه بیگانگان اعم از عثمانی و روس را نمی پذیرفتند و با تخلیه کامل و ترک شهر رو به آذربایجان آورده و تابعیت ایران را با وجود سختی مهاجرت و آوارگی به جان و دل می خریدند. به این ترتیب پس از دو سال سیاهروزی مردم ستمدیده و پریشان گنجه به رهایی و رفاه انجامید.

 

عباس میرزا

 

       روید ادهای بین سال های 1220 تا 1228 ه ق

پس از نبرد اچمیازین تلاش ها برای آزادسازی سرزمین های اشغالی از جمله گنجه ادامه داشت , از سوی دیگر قوای روس در حالی که هنوز پیروزی های خود در قفقاز را تثبیت نکرده بودند تصمیم گرفتند گیلان را به اشغال خود در آورده و از آنجا تهران را فتح کنند و به این ترتیب کل سرزمین ایران را به قلمرو روسیه ملحق نمایند. در این هنگام حاکمان شوشی و قره باغ تسلیم روسیه شدند اما در ماه ذی الحجه 12200 قمری حسینقلی خان و ابراهیم خان (برادرزاده خان باکو)، ژنرال پاول سیسیانوف فرماندهی کل قوای روسیه را به قتل رسانده و سرش را با فرستاده مخصوص چاپاری به تهران آوردند. ارتش روسیه از هم پاشید و چاره‌ای جز عقب‌نشینی نداشت. علت تسلیم شدن برخی از حاکمان قفقاز به سپاه روسیه خیانت برخی خوانین محلی و همچنین تعلل فتحعلی شاه در ارسال قوای کمکی بود که عرصه را بر خوانین محلی منطقه تنگ کرده بود.
همزمان با این حوادث نیروهای روسیه به عزم تسخیر گیلان راهی این منطقه شدند. عباس میرزا فوجی را به همراه توپخانه تحت فرماندهی یکی از پسرانش جهانگیر میرزا راهی گیلان کرد. نیروهای جهانگیر میرزا در ساحل خزر با سپاه روسیه درگیر شده و آنان را وادار به عقب‌نشینی کردند. قوای روس در تسخیر گیلان به علت رو به رو شدن با مشکلات متعدد و تلفات و خسارت‌های زیاد ناموفق ماندند. نبود بندر و لنگرگاه های خوب در گیلان باعث شد کشتی‌های بزرگ روسیه نتوانند تا ساحل پیشروی کنند و نیروی خود را در بندر انزلی پیاده کنند. ایستادگی مردم گیلان در مقابل ارتش روسیه و نبود علوفه ، آذوقه و تدارکات نظامی سبب شد که قوای روسیه نتواند در لشگر کشی به گیلان به موفقیت دست پیدا کنند. در سال 1222 هجری (1807 میلادی) عهدنامه فینکنشتاین در کاخ فینکنشتاین در لهستان امروزی میان نمایندهٔ فتحعلی شاه قاجار و ناپلئون بناپارت منعقد شد. این تفاهم نامه در راستای همکاری نظامی ایران و فرانسه به امضا رسید و بر اساس آن دولت فرانسه متعهد شد برای مدرن سازی ارتش ایران و اصلاح و تقویت سپاه ، اسلحه و توپ و تفنگ و مهندس و معلم به ایران بفرستد.

 

تابلوی نقاشی که نبرد سلطان‌آباد در سال ۱۸۱۲ و پیروزی سپاه عباس میرزا را نشان می دهد. این تابلو در اصل در قصر عباس میرزا نگهداری می‌شده اما بعدها توسط روس‌ها به روسیه برده شده‌است. تابلو در سال 1815-1816 ترسیم شده است.


در سال 1223 هجری (1808 میلادی) قمری فرمانده جدید لشگر روسیه به نام گودوویچ به صورت غافلگیرانه به ایروان حمله برد اما شکست خورد و مجبور به عقب نشینی شد. پس از این وقایع فتحعلی شاه فرمان جدیدی برای مقابله با قوای روس و همچنین تنبیه خوانین شورشی قره باغ و شوشی صادر کرد به این ترتیب در سال 1224هجری (1809 میلادی) محمد علی میرزا گروه هایی از شورشیان قفقاز را سرکوب کرد و تحت اطاعت در آورد.
عباس میرزا ولیعهد و فرمانده جنگ ایران برای تنبیه سپاه روسیه بار دیگر از تبریز به نخجوان رهسپار شد و طی چند نبرد در اطراف شهر ایروان و دریاچه گوگچه سپاهیان روس را مغلوب و آن نواحی را تصرف کرد. اوغورلو خان فرزند جواد خان نیز در اطراف گنجه جنگ های پراکنده انجام داد و ضرباتی به لشگر روس وارد آورد. در سال 1225هجری (1812 میلادی) حسین خان قاجار حاکم ایروان علیه روس‌ها شورش کرد و جمع زیادی از روس‌ها را به اسیری گرفت و عازم تهران ساخت. همچنین در سال 1812 میلادی سپاه ایران به فرماندهی عباس میرزا در جنگ سلطان آباد بر قوای روس به پیروزی رسید. همزمان گروه ها و ایلات متعددی از نواحی تحت اشغال روس ها و مناطق مورد مناقشه به کرانه رودخانه ارس کوچ کرده و در آنجا اسکان یافتند. از جمله ایل آیرملو گنجه که از ایلات معتبر و متمول بودند به طور کامل کوچیده و به نواحی شرور و نخجوان آمدند.
سالها جنگ طاقت فرسا و فرسایشی در قفقاز با وجود تصرف برخی نواحی قفقاز هزینه های سنگین جانی و مالی برای روس ها در پی داشت. روس ها که همزمان با فرانسه در حال جنگ بودند پس از شکست های پیاپی در قفقاز و گیلان و مرگ فرمانده اصلی خود ژنرال سیسیانوف تصمیم به صلح با ایران گرفتند. شرط روس ها برای صلح این بود که مناطق اشغال شده تحت تصرف آن‌ها بماند و نیز ایران به آن‌ها اجازه عبور از داخل خاک ایران برای حمله به عثمانی را بدهد که دولت ایران این شروط را نپذیرفت.
تا این زمان ژنرال گاردان فرانسوی جهت تقویت , آموزش و راهنمایی ارتش در ایران حضور داشت اما پس از خروج وی سر گور اوزلی انگلیسی به عنوان مستشار نظامی وارد ایران شد. به علت رابطه دوستی که میان انگلیس و روسیه ایجاد شده بود سر گور اوزلی خواهان برقراری صلح میان ایران و روسیه شدد و خواستار آن بود که افسران انگلیسی که در سپاه ایران بودند از جنگ با روسیه خودداری کنند.

 

       جنگ اصلاندوز

عباس میرزا چون اصرار بر آزاد سازی نواحی تحت اشغال روسیه داشت , خواهان ادامه جنگ شد و به این منظور در سال 1227 هجری (اواخر 1812 میلادی) سپاه ایران در محل اصلاندوز در کنار رود ارس مستقر گردید. در این هنگام روس‌ها غافلگیرانه به اردوی ایران حمله کردند. اگرچه سپاه ایران مقاومت زیادی نشان داد اما به علت اختلافاتی که بین سپاهیان ایران پیش آمد، نیروهای ایرانی مجبور به عقب‌نشینی به سمت تبریز شدند. لشگر روس کمی پس از پیروزی در نبرد اصلاندوز با یورش به لنکران (ژانویه 1813 میلادی) نواحی شمالی تالش را به تصرف خود در آورد و با ادامه پیشروی های خود آذربایجان را از هر دو طرف مورد تهدید قرار داد. در این زمان ترکمانان خراسان شورش کردند. شاه ایران که درصدد آماده کردن سپاهی برای سرکوب نیروهای روسی بود به علت اوضاع نا آرام در چند جبهه مجبور به صلح با روسیه شد.

 

       عهدنامه گلستان

نوشتار اصلی عهدنامه گلستان

شکست ناباورانه سپاه ایران در جنگ اصلاندوز و شورش‌های محلی در نقاط مختلف کشور خصوصا خراسان , ایران را آشکارا در موضع ضعف قرار داد و فتحعلی شاه را مجبور به صلح با روس‌ها کرد. میرزا ابوالحسن ایلچی به عنوان نماینده ایران و سر گور اوزلی نیز به عنوان واسط از تهران عازم روسیه شدند. دولت روسیه نیز چون در این زمان سخت گرفتار درگیری و کشمکش با دولت فرانسه تحت زمامداری ناپلئون بناپارت بود از تقاضای صلح استقبال کرد به این ترتیب قرارداد صلح در قریه گلستان از محال قره باغ منعقد گردید. این عهدنامه با وساطت سر گوراوزلی توسط یرملوف نماینده روسیه و میرزا ابوالحسن خان ایلچی نماینده ایران به تاریخ ۲۹ شوال ۱۲۲۸ه‍جری قمری (1813 میلادی) در یازده فصل امضا شد و به واسطه آن نواحی تحت اشغال روسیه در قفقاز از حاکمیت ایران خارج و تحت حاکمیت روسیه قرار گرفت.

 

       زمینه های آغاز دور دوم جنگ ها

پس از انعقاد عهدنامه گلستان در سال 1228 هجری قمری (1813 میلادی) تا حدود 13 سال صلح در مرزهای ایران و روسیه برقرار بود اما این عهدنامه بیشتر به یک پیمان آتش بس شباهت داشت و در آن حدود مرزی به دقت مشخص نشده بود. همچنین ایران همواره قفقاز را متعلق به خود دانسته و در فکر باز پس گیری نواحی تحت اشغال روسیه بود و در این راه فتحعلی شاه قاجار همواره از مشاوران خارجی کمک می گرفت. از سوی دیگر مردمان قفقاز حاضر به زندگی تحت تابیعت روس ها نبودند و شرایط موجود قفقاز را دچار هرج و مرج کرده بود. فشار روحانیون اسلامی بر دولت ایران و برانگیختن عموم ایرانیان برای جنگ با روس ها به وسیله مطرح کردن مسئله جهاد و تقاضای کمک مردم قفقاز از دولت ایران همگی در آغاز دور دوم جنگ ها تاثیر گذار بودند. در سال 1825 میلادی در حالی که تنش ها میان ایران و روسیه به اوج رسیده بود تزار الکساندر اول درگذشت و نیکلای یکم جانشین وی شد. سرانجام مدت کوتاهی پس از جلوس نیکلای یکم دور دوم جنگ های ایران و روس در سال 1241 هجری (1826 میلادی) آغاز گردید. در بهار این سال همزمان با مراسم نظامی عباس میرزا که در تهران برگزار می‌شد سفیر روسیه به نام الکساندر سرگیویچ منشیکو در حبس خانگی قرار گرفت و پس از مدتی فتحعلی شاه ، عباس میرزا را با بیش از 30 هزار سرباز به نواحی تحت اشغال روسیه در قفقاز فرستاد. چون روس‌ها مهیای جنگ نبودند غافلگیر شدند و سپاهیان ایرانی در جنگ های متوالی و پیروزی های پی در پی همه ولایات از دست رفته از جمله باکو، دربند، شوشی، داغستان، ایروان و تالش را به تصرف درآوردند و قوای روس را از این مناطق عقب راندند.

 

       جنگ گنجه

پس از پیروزی های ارتش ایران در قفقاز , یرملوف به خاطر عدم کامیابی در جنگ از طرف تزار روسیه احضار شد و ایوان پاسکویچ که از جنگ‌های روس و عثمانی فارغ شده بود به فرماندهی نیروهای روسی در قفقاز منصوب گردید. پاسکویچ درصدد برآمد تمامی نواحی متصرف شده توسط ایرانیان را بازپس بگیرد. ابتدا قره باغ و سپس ایروان را تصرف کرد و در جبهه‌های تالش و لنکران قوای ایران را شکست داد. سپس با شتاب خود را به گنجه رساند. عباس میرزا نیز با ۳۰ هزار سپاهی عازم گنجه شد. در این نبرد که به جنگ گنجه معروف شد ایرانیان فاصله کمی تا پیروزی داشتند اما به علت تعلل آصف‌الدوله صدراعظم جدید ایران در اعزام نیروی کمکی به گنجه ، در سپاه ایران بی نظمی به وجود آمد و تلاش‌های عباس میرزا نیز در نظم بخشیدن به امور فایده‌ای نداشت و ایرانیان ناچار به عقب نشینی شدند. در نتیجه این اتفاق تلاش‌های ایرانیان در کسب فتوحات بی ثمر ماند و پاسکویچ و سپاهیانش در آستانه پیروزی کامل بر ایران قرار گرفتند.

 

       پیشروی روس ها در آذربایجان و تهدید پایتخت

پس از شکست سپاه ایران در گنجه و وارد آمدن تلفات سنگین بر ایرانیان , پیشروی های لشگر روس ادامه پیدا کرد و آنان مجددا سرتاسر قفقاز را به اشغال خود در آوردند و سرانجام گذرگاه های رود ارس نیز به تصرف روس‌ها در آمد. کشتی‌های جنگی روسیه در سواحل روسیه با ترکمانان و ایلات یموت سازش کردند و حتی آنها را به طغیان علیه دولت ایران وادار ساختند. در سال 1242 هجری (1827 میلادی) قوای روس ارمنستان را اشغال کرده و به قصد تهدید ولیعهد نشین (تبریز) به سمت نخجوان حرکت نمودند. در این هنگام عباس میرزا با باقیمانده قوای خود در حملات پراکنده ضربات سنگینی به قوای روس وارد آورد اما هیچ کدام از این حملات با پیروزی قاطع برای سپاهیان ایران همراه نبود, عباس میرزا سرانجام آخرین نیروهای خود را در سردار آباد متمرکز کرد و در سال 1243 ه‍جری (1828 میلادی) با قوای روسیه به نبردی سخت پرداخت اما اینبار نیز تدارکات ضعیف و نرسیدن آذوقه و جیره و مواجب سپاهیان از تهران باعث تضعیف و متزلزل شدن روحیه سربازان ایرانی شد و سردارآباد به تصرف نیروهای پاسکویچ درآمد. قوای ایران به کلی از سواحل شمالی رود ارس به داخل آذربایجان عقب نشستند. پاسکویچ با 15000 سرباز در تعقیب سپاه ایران وارد آذربایجان شد و تبریز را به محاصره نیروهای خود درآورد پس از آن عباس میرزا دسته‌های متفرق سپاه خود را به خوبی سامان داد و حفظ تبریز را به آصف‌الدوله سپرد اما با خیانت آصف‌الدوله ، تبریز توسط ارتش روسیه تصرف شد. روسها شهر قدیمی و متمول تبریز با جمعیتی ۶۰۰۰۰ نفری را به اشغال خود در آوردند و ذخایر و مهمات دولتی را تصاحب کردند. با سقوط تبریز مذاکرات صلح بدون معطلی آغاز شد ولی کمی بعد دوباره این مذاکرات متوقف گردید , ایرانیان به طور کامل دچار فروپاشی روحی شده بودند و به این ترتیب نیروهای ارتش روسیه ارومیه و اردبیل را نیز اشغال کردند و تا ده خوارقان (آذرشهر کنونی) پیش رفتند و پایتخت ایران مورد تهدید نظامی قرار گرفت. در این هنگام بود که عباس میرزا ، فتحعلی خان رشتی را نزد پاسکویچ فرستاد و از وی تقاضای صلح کرد.

 

       عهدنامه ترکمانچای

نوشتار اصلی عهدنامه ترکمانچای

شرایطی که پاسکویچ برای عقد مصالحه جدید پیشنهاد کرد بسیار سنگین بود اما سفیر انگلستان در تهران (مک دونالد) که از پیشروی سپاه روسیه بسیار نگران شده بود شاه را به قبول شرایط صلح وادار کرد. پس از میانجیگری سفیر انگلیس مجلسی در قریه ترکمانچای تشکیل گردید و در آن عهدنامه‌ای در ۱۶ فصل و یک قرارداد تجاری الحاقی در ۹ فصل نوشته شد و در تاریخ ۵ شعبان ۱۲۴۳ هـ.ق به امضای نمایندگان ایران (متشکل از عباس میرزا، آصف‌الدوله و میرزا ابوالحسن خان شیرازی) و نمایندگان روسیه رسید. پس از خاتمه دور دوم جنگ‌های ایران و روس ، برای سال‌های متمادی روس‌ها با در دست داشتن امتیازات عهدنامه ترکمانچای ، شمال ایران را قبضه کرده بودند. اما پس از این جنگ ها دیگر میان ایران و روسیه حوادث مهم و برخوردهای دامنه داری، مگر در مورد آشوراده و چند پیشامد کوچک دیگر، رخ نداد.

 

       نتایج و پیامدهای جنگ های ایران و روس

جنگ های ایران روس طی دو مرحله بین سالهای 1218 تا 1228 هجری (1804 تا 1813 میلادی) و همچنین بین سالهای 1241 تا 1243 هجری (1826 تا 1828 میلادی) در قفقاز رخ داد. سیاست های کیری روسیه در گسترش قلمرو و رویای دستیابی به آب های گرم خلیج فارس شرایط را به گونه ای محیا کرده بود که روسها با کوچکترین بهانه ای وارد قفقاز شوند.
آراکلی حاکم وقت گرجستان روابط صمیمانه ای با روس ها برقرار کرده بود همین امر سبب شد تا آقا محمد خان در سال 1795 میلادی به قفقاز لشگرکشی کند. هرچند روس ها در آن سالها توان مقابله نظامی با ایران را نداشتند اما همین اقدام آقا محمد خان آتش جنگ های طولانی مدت ایران و روس را شعله ور ساخت.
سرانجام جنگ های همه جانبه ایران و روس در سال 1804 میلادی به طور رسمی آغاز شد و تا حدود 24 سال بعد ادامه پیدا کرد. این جنگ ها با وجود جانفشانی ایرانیان پیامد های فاجعه باری برای ایران در پی داشت و به انعقاد عهدنامه های گلستان و ترکمنچای انجامید که بر اساس آنها همه نواحی قفقاز شامل اران , گرجستان و ارمنستان از حاکمیت ایران خارج و تحت حاکمیت روس ها قرار گرفت.
فعالیت های فرهنگی روسیه در قفقاز بسیار حساب شده و کارشناسی شده صورت پذیرفت. به این منظور آکادمی علوم سنت پترسبورگ «جون پوتوکی» یکی از اساتید این آکادمی را مامور تحقیق و بررسی و شناسایی فرهنگی شهرهای قفقاز نمود. پوتوکی نیز دانشمند نامی آلمانی «جولیوس فن کلاپروث» مشاور عالی قضایی و حقوقی امپراتوری روسیه و از اعضای آکادمی سنت ترسبورگ را مامور انجام تحقیقات کرد. به این ترتیب فن‌کلاپروث به همراه فئودور بوبرینزو در سالهای 1807  و 1808 به قفقاز سفر کرده و به تحقیق و تفحص در مورد ساختار اجتماعی , مشخصه های فرهنگی , روابط اقوام , زبانشانسی , گرایشات سیاسی و... پرداختند. گزارش این تحقیقات به دولت روسیه داده شد و تا کنون کسی از محتوی آن خبر ندارد اما فن‌کلاپروث در جریان این سفر علاوه گزارش مذکور سفرنامه ای نیز به رشته تحریر در آورد که  اطلاعات ارزنده در این رابطه در آن وجود دارد.
نگاهی به سیاست های روسیه در قبال سرزمین های تصرف شده در قفقاز حاکی از برنامه جامع و دراز مدت آنان در حمله به ایران بوده است. در نخستین اقدامات در سال 1803 میلادی (یک سال پیش از آغاز رسمی جنگ ها) دولت روسیه ضمن اشغال گرجستان زبان گرجی را در گرجستان ممنوع نموده و زبان روسی را جایگزین آن کرد. پس از فتح گنجه این شهر یک پاکسازی فرهنگی کامل را تجربه نمود. مردم شهر قتل عام و یا اسیر شدند , مساجد ویران گردید و یا به کلیسا تبدیل شد , زبان فارسی محدودیت پیدا نمود و تلاش های زیادی برای جایگزینی زبان روسی انجام گرفت و حتی نام شهر گنجه به الیزابت پل تغییر یافت که همه این ها آشکارا نشان از آن دارد که دولت روسیه تصمیم بر خشاکندن همه عناصر ملی و فرهنگی مردم گنجه داشته است. حوادث روی داده در گنجه به مدت طولانی در سرتاسر قفقاز اتفاق افتاد و هدفی جز محو کردن بنیان های فرهنگی مردمان قفقاز نداشت.

 


منابع :

1-  منصوری , فیروز , مطالعاتی درباره تاریخ زبان و فرهنگ آذربایجان , تهران , هزار , 1390
2- دنبلی , عبدالرزاق. مآثر السلطانیه. به اهتمام غلامحسین صدری افشار. تهران , انتشارات ابن سینا
3- هوشنگ مهدوی , عبالرضا. تاریخ روابط خارجی ایران. تهران , سیمرغ 1355
4- Klaproth, Julius. Von - Travels in the Caucasus and Georgia. London, 1814




کلیه حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به مرکز مطالعات آذربایجان می باشد
    Copyright 2015 www.azerbaijanstudiescenter.org